Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
مومنین عزیز لای در نمونین
نویسنده : niloufar - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩
 

سلام دوست جونا

عید همتون مبارک

انشاله که طاعات همتون قبول درگاه خدای مهربون و عزیزم باشه.

من سریع یه گزارش از این 2 هفته ای که نبودم بدم.

2 هفته گذشته دعوای سختی با همسرم نمودم که حتماً از شعر پست قبل همتون دریافتین.

بعدش اون هفته 4 شنبه مامان عزیزم رفت بیمارستان که کمرش رو عمل کنه.

در همین راستا هم بنده 4 شنبه رو مرخصی گرفتم و و رفتم بیمارستان. جمعه هم مامان رو آوردیم خونه. حالش خوبه خدا رو شکر. عملش موفقیت آمیز بوده اما دردش خیلی زیاده.

انقدر این روزها آمپول مسکن و مخدر براش زدیم که میگه وقتی کمرم خوب شد ببیندینم به تخت که ترک کنم.

بعدشم با جوجو هم آشتی کردم. البته فکر کنم بدون اینکه به نتیجه ای رسیده باشیم.

راستش دیگه حوصله ندارم. این روزا احساس دلمردگی داره منو کشته میکنه.

بعدتر هم خبری نیست.

عیدتون هم دوباره مبارک.

جریان تیتر رو هم حتماً خیلی هاتون شنیدین.

یه روز قبل از عید فطر اس ام اس اومده که درهای رحمت الهی در حال بسته شدنه.

مومنین عزیز لای در نمونین.

از اون روز هم آقاجونم گیر داده که درهای رحمت الهی هیچ وقت بسته نمیشن. بعدشم با یه دندون قروچه میگه مگه برای اونایی که لیاقت رحمت الهی رو ندارن.

من چکارهههههههه بیدمم!!!!!

 

دلم یه تنوع میخواد کمکککککککک..

 

راستی یه تشکر ویژه میکنم از دوستای عزیزی که توی مراسم ختم قرآن شرکت کردن. هرچند که ختم نشد اما به قول یه دوست خیلی عزیز نیتمون مهم بود. انشاله اونطوری که شایسته حرکتتون بود اجرش رو ببرین. قلب


 
 
برای تویی که ..
نویسنده : niloufar - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩
 

به نام خدایی که زن آفرید            حکیمانه امثال  من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن           و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی         برای تو قدری چمن آفرید 

مرا شکل طاووس کرد و تورا        شبیه بز و کرگدن آفرید 

به نام خدایی که اعجاز کرد          مرا مثل آهو ختن آفرید  

تورا روز اول به همراه من             رها در بهشت عدن آفرید  

ولی بعداً آمد و از روی لطف          مرا بی کس و بی وطن آفرید  

خدایی که زیر سبیل شما             بلندگو به جای دهن آفرید 

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود         مرا خانه داری خفن آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب        شراره ، پری ، نسترن آفرید  

برای من اما فقط یک نفر              براد پیت من را حَسَنْ آفرید 

برایم لباس عروسی کشید            و عمری مرا در کفن آفرید

به نام خدایی که سهم تو را          مساوی تر از سهم من آفرید

برای جوجویی که دیگه حتی به اندازه سر سوزن دوستش ندارم

 

خدایا گشنمه گریه


 
 
علی
نویسنده : niloufar - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩
 

کوفه شهر عقده‌های حیدرست         

شهرِ آه و غصه‌های حیدرست


شهر کوفه، شهر کینه، شهر درد       

شهر نیرنگ و دورویی، سردِ سرد


گر مدینه مرحمِ زهرا نبود                  

کوفه هم دمساز با مولا نبود


کوفه هم در چشم مولا خار کرد          

پشت خود بر حیدر کرار کرد

کوفه زخمِ کوچه را تفسیر کرد
عشقِ زهرا را به تلخی پیر کرد

حال حیدر خسته از این کوفیان
چشم می‌دوزد به قلبِ آسمان

با خودش گوید که حیدر کوچ کن
پشت بر دنیای مفت و پوچ کن

بی‌وفایی‌ها که دیدی بس نبود
گفته‌هایی که شنیدی بس نبود

حیدرا محراب غرقِ انتظار
تا تو را راهی کند سوی نگار

رفت حیدر تا جهان شیدا کند
خندق و بدری دگر برپا کند

لیک سر دادند ناله مرغکان
ای علی ای عشقِ جمع عاشقان

ای علی در این شبِ تارِ جفا
مسجد و محراب را بنما رها

شیرِ جنگ‌آور که قصد رزم کرد
باز حیدر عزم خود را جزم کرد

وقت رفتن حیدر آمد پشت در
در گرفته دست بر شال و کمر

یعنی ای مظلوم مظلومان مرو
یا علی آمالِ محرومان مرو

ای یتیمان را غذا و آب و نان
ای غریبان را انیسِ مهربان

از همه بگذر به مسجد سو مکن
سوی محراب شهادت رو مکن

خود ز بند این جهان آزاد کرد
رفت و زیرِ لب خدا را یاد کرد

روحِ راز آمد به سویِ‌ قبله‌گاه
تا مناجاتی کند نزد اله

قاتلش را دید کو با التهاب
در میان بیت حق رفته به خواب

با نگاهی قاتلش را خوار کرد
ابن ملجم را علی بیدار کرد

مرتضی گردید مشغول نماز
روح او شد منزل راز و نیاز

گر چه مولا قلب پر آلام داشت
لیک با یاد خدا آرام داشت

ناگهان شیر حق آمد در خروش
نغمه‌های قَدْ قُتِلْ آمد به گوش

ای خدا کشتند در محراب دین
ساقی کوثر، امیر المؤمنین

رستگاری گشته درمان علی
خون سر ریزد به مژگان علی

پاسخ نیکی حیدر این جواب
شد محاسن را به خونِ سر خضاب

 

 

دیشب اولین شب قدر بود.

حیف شد ختم قرآنمون تکمیل نشد.