Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
این موجودات عجیب
نویسنده : niloufar - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

من همیشه دوست داشتم همسر آینده ام کمی اختلاف سنش با من زیاد باشه.

احساس میکردم بهتر درک میشم. مامانم همیشه میگفت مرد پیر زن رو پیر میکنه.

الان بعد حدود 10 سال زندگی مشترک فهمیدم فرق نمیکنه مرد بزرگ تر باشه یا همسن باشه یا کوچیکتر! !! در تمام حالت ها زن رو درک نمیکنه و زن در نهایت پیر میشه.

.

از بعد ازدواجمون تا یه مدت طولانی چند وقت یکبار میومد از طلاق یکی از دوستاش  میگفت که خانوم میخواسته مهریه بگیره و فلان کنه و بهمان کنه و آقا با زرنگی نیرنگ خانوم رو خنثی کرده و مهریه نداده  !! و پدر طرف رو هم در آورده. 

بعد یه مدت اعتراض کردم و گفتم منظورت چیه هی میایی این چرت و پرت ها رو برای من تعریف میکنی و خوشبختانه تموم شد.

مادر شوهرم یه مدت زیادی هست که درد شدیدی در ناحیه معده داره و دیروز رفته دکتر و اون مردک هم با من من کردن هاش این بنده خدا رو ترسونده. 

این بنده خدا هم جز انسانهایی هست که روحیه ضعیفی داره و قبل اطمینان از هر چیزی کربلا رو مجسم میکنه.

امشب به همسر میگم ( البته چند روزه که به جز حرفهای واجب هیچ حرفی باهاش نمیزنم  ) چرا دیشب که مامانت از دکتر اومده شما نموندین  کنارش  تا دلداریش  بدین و بهش قوت قلب بدین که آنقدر خودش رو نباره.  چرا بهش توجه نکردین.  چرا دردش رو درک نکردین؟

برگشته به من میگه ما کاری از دستمون  بر نمیاد. هر کاری میتونستیم  کردیم.

غصه همه وجودم رو گرفت که همه کاری که یه فرزند برای مادرش  میتونه بکنه  اینه  که وقتی اون از دردش میگه این سرش توی موبایل باشه و بازی کنه... وقتی اون با درد راه میره این بشینه  تا اون بیاد چای بگیره جلوش. اینکه یه آدم 33 ساله ندونه  یا به عقیده خودم خودش رو بزنه به ندونستن  که چطور از مادرش دلجویی کنه.

و این به ذهنم اومد که برای همین بدی آنقدر زیاد شده. همه میان و از پدر سوخته بازی آدمهایی که باهاشون  مواجه میشن برای هم میگن و از راهکارهای  اینکه چطور از اون طرف پدرسوخته تر باشی اما کسی نمیاد بگه چطور سعی کن دل پدر و مادرت  یا همسرت رو به خودت گرم کنی و دلشون رو بدست بیاری.

البته به خودش هم عین همین جمله رو گفتم. اما از اونجایی که همیشه سعی کرده با پرو بازی با من کارش رو پیش ببره میگه از کجا میدونی نیومدن بگن. 

گفتم پس تو نخواستی  بفهمی و درست تر این بود که به صرفت  نبود که بفهمی و یاد  بگیری.

 

آنکس  که نداند و نخواهد  که بداند

در جهل مرکب ابد و دهر بماند

البته توهین به گروهی که جزو این عجیب غریب ها نیستن نباشه.


 
 
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
نویسنده : niloufar - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

سلام دوستان

عیدتون مبارک. روز پدر و روز مرد هم مبارک. 

البته میدونم با 1 روز تاخیر هست ولی خوب من عذرم با یه بچه غر غرو موجه. 

از همین جا دستهای زحمت کش پدر عزیزم رو میبوسم و از خدای مهربونم سلامتی و طول عمر با عزت براش آرزو میکنم.

خدای مهربونم انشاله قرین رحمت قرار بده پدرهای  مهربون سفرکرده رو.

.

.

میخواستم در روز مرد از یه نامرد بنویسم که بعد یه عمر سختی که زنش توی زندگیش کشید رفت و با یه خانوم جون ازدواج کرد و هیچ وقت در مقابل بچه هاش احساس وظیفه نکرد و هرچی که داشت فقط و فقط توقع بود.

اما حیفم اومد توی صفحه ای که برای وجود مقدس پدر باز کردم شرح عوضی بازی های یه نامرد و ناپدر  رو بنویسم.

باعث تاسف بود ملاقات کردنش در روز پدر.

به خدای مهربون میسپارمتون.