Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
روزانه
نویسنده : niloufar - ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٥
 

سلام

چند روزی ميشه که فرصت نشده مطلبی بنويسم.

الانم به علت سردرد و خواب آلودگی و سوزش چشم مختصر و مفيدش ميکنم.

۱- رفتيم تالارو ديديم برای ۲۵ مرداد.

۲- تالارش قشنگه و خوشم اومد و البته قسمت مهمترش اين بود که جوجو خوشحال بود و خوشش اومد.

۳- ديروز رفتم و پولمو از اون مرتيکه کچل گرفتم

۴- و فهميدم با رفتنم چه بلايی سرش اومده- کامپيوترم خراب بود. دستگاه تایپو داغون کرده بودن.

شرکت به هم ريخته اوضاعشون به هم ريخته.

و رئيسم همش ميگفت هر وقت مشکلی داشتی و نتونستی اونجا کار کنی به خودم بگو  فقط التماس نکرد.

۵- اون حسابدار عوضی بالاخره زهر خودشو ريخت و حقوقمو جوری حساب کرد که نه چشمم ديد و نه دلم. با حقوق ۲۳۰ تومن سنوات ۴ سالو برام ۷۷۰تومن حساب کرد. حالا چه جوری به دست اورده بود من نميدونم و البته حوصله بگو مگو هم نداشتم همونو برداشتمو اومدم.

ديگه هم فعلاْ خبری نيست تا بعد.

در امان خدا

خدا نگهدار