Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
مشورت
نویسنده : niloufar - ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٥
 

ميگم توی فاميل و دورو بر جوجو هر دختريو که من ميبينم مامان جوجو ميگه ميخواستم اينو بگيرم واسه جوجو. شمردم تا حالا تعدادشون خيلی زياد شده. اونم چی در مدلايه مختلف. بلند - کوتاه - چشم قشنگ - چشم ريز... خدا به جوجو رحم کرد زود منو پيدا کرد وگرنه بايد حرمسرا راه مينداخت.

به نظر شما اين مادر شوهر بازيه؟

يعنی مامان جوجو با ادعايه اينکه منو اندازه جوجو دوست داره و با توجه به اينکه خودش يه زن هست نميدونه من از اين حرف ناراحت ميشم و به اون دخترايی که ميگه حساس ميشم؟ يعنی منم بايد خاستگارامو رو کنم پيشش؟ يا به همين که از همه اون دخترا سرترم راضی باشم و در جوابش مثل احمقا لبخند بزنم؟

مادر شوهر بازيه اينجوريه؟ آهای اونايی که مادر شوهر داشتين؟