Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
دلم گرفته ملت نيست کسی که بازش کنه؟
نویسنده : niloufar - ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ مهر ۱۳۸٥
 

سلام

امروز 4 شنبه هست. داداش کوچولوم دیشب تب کرده. دیروز رفتم براش سوپ درست کردم. اما الان که زنگ زدم خواهرم گفت تبش هنوز پائین نیومده. نگرانشم. جوجو هم بلند نمیشه. هم باید بانک بریم وام پیوند آسمونیمونو بگیریم.

چه جوری توصیف کنم از دیروز خفن دلم گرفته. هوای ابری و بروز مشکلات عاطفی منو از زمین دور میکنه. بازم میخوام فرار کنم. دوست داشتم پسر بودم. اگر هم پسر بودم هیچوقت ازدواج نمیکردم. اونم فقط به خاطر اینکه دلگیر شدن من همراهه به حس شدید فرار کردن به جایی که هیچ کس نباشه. هیچ کس. حتی دیدن آشنا هم حالمو بد میکنه و ای فقط در سایه پسر بودن برای من و اونایی که زندگیو یادم دادن ممکنه. این روزا روزائیه که اصلاً دلم نمیخواد که نه تنها از خونه که حتی از این اتاق هم بیرون بیام.

من برای گم شدن از خدا غرق تو شدم

راه دور عشقمو پیمودم اینجا اومدم

میدونم شعر هیج ربطی به حالم نداره. فقط خواستم بعداً که مطلبو خوندم بدونم حالم از کجا اومده و اینجوری یقه امو گرفته.

باز دارم دیوونه میشم. شبها همش یا خواب اون رئیس کچل شکم گنده رو میبینم که باز رفتم و دارم براش کار میکنم یا خواب اذیت کردن جوجو. نمیدونم چه مرگم شده.

خوش به حال جوون همسایه که روز 21 رمضان سکته کردو مرد. نمیدونم دلم میخواست جای اون بودم یا نه. اما اونچه که برام محرضه اینه که اون دنیا از اینجا راحت ترم.

خدای عزیزم یادت هست وقتی باهات حرف میزدم باهات قرار گذاشتم اگه قراره اینجا اذیت بشم منو ببری پیش خودت.

به دادم برس ای اشک

دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کییی

نپرس از چی گرفته

منو دریغ یک خوب

به ویررونی کشونده

عزیزمه تا وقتی نفس تو سینه مونده

تو این تنهایی تلخ

منو یک عالمه یاد

نشسته روبه رویم کسی که رفته بر باد

کسی که عاشقانه

به عشقش پشت پا زد

برای بودن من

به خود رنگ فنا زد

چه دردیه خدایا

نخواستن اما رفتن

برای اون که سایس

همیشه رو سر من

کسی که وقت رفتن

دوباره عاشقم کرد

منو آباد کردو

خودش ویرون شد از درد

به دادم برس ای اشک

دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی

نپرس از چی گرفته

به آتش تن زدو رفت

تا من اینجا نسوزم

با رفتنش نرفته

تو خونمه هنوزم

هنوز سالار خونست

پناهه منه دستاش

سرم رو شونه هاشه

رو گونمه نفس هاش

به دادم برس ای اشک

دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی

نپرس از چی گرفته

 

بازم به احوال من ربطی نداره اما منم دلم خیلی گرفته و اشکم به دادم نمیرسه.

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا