Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
...
نویسنده : niloufar - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦
 

سلام دوستایه خوبم

امروز ۸ شب از سر کار اومدم. مامانم رفته بود بیمارستان تا ۹ زودی غذا پزیدم (پختم) و خوریدیم (خوردیم یا همون میل کردیم) رفتیم خونه مامان اینا حال مامانو پرسیدم اومدیم الانم دارم با چشمایه بسته مینویسم. فردا اگه شد فلاش بک بعدیو میذارم.

شب بخیر

آهای جوجو جونم که همونجوری مظلوم اون وسط خوابیدی شب تو هم بخیر گل نازم