Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
همینجوریا
نویسنده : niloufar - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧
 

دوست جونام سلام

بی معرفت شدین دیگه. خونه هیچکدومتون نمیام 

از یه اخلاق خودم خیلی بدم میاد. زود به آدما دل میبندم. حتی به شماها که نه میبینمتون و نه میشناسمتون.

شماها که نیستین. پس وبلاگ عزیزه همیشه حاضرم بدون و آگاه باش که حالم گرفتست.

امروز عصر باید برم ختم عموی بابام. خدا رحمتش کنه مرد خیلی خوبی بود.

نمیدونم چرا عزرائیل گیر داده به فک و فامیل ما.

بعدشم از دست جوجو اعصابم خورده

انگار این بشر نمیتونه شخصیت مستقل داشته باشه. همش چسبیده به باباش. هر جایی اون بره هر کاری اون بکنه اینم سریع میدووه دنبالش. دلم میخواست شوهرم مستقل بود. نه اینقدر وابسته.

شبا میشینم با چه امیدی باهاش برنامه ریزی میکنم.

فرداش با باباش همچین میر.نن به تمام برنامه ها . حالم دیگه داره از این کارش به هم میخوره. ٢ هفتست قراره این ماهواره رو بیان درست کنن. شبا میگه فردا صبح  - فردا صبح زنگ میزنم میبینم با بابا رفتن ددر.

کاش میفهمید از این بعد شخصیتش چقدر بدم میاد. جوجویی که من دیده بودم این نبود. من دوست دارم که بچه ها پدر مادرشونو دوست داشته باشن و احترام بذارن. اما نه اونقدری که تمام برنامه های زندگیشون مورد تاثیر پدر مادرا باشه.

مثل اون هفته که میخواستیم بریم ولایت عقد دائیم.

٢ شب قبلش خونه مامان جوجو بودیم. گفتم پش فردا میخواییم بریم مسافرت. باباش گفت کجا؟ گفتم ولایت. گفت جوجو مگه تو هم میری؟؟؟

داشتم شاخ در می آوردم. اونقدر عصبانی شدم که نزدیک بود بگم مگه من یه علم یزید توی خونه کم داشتم که شوهر کنم؟ باز جلوی خودمو گرفتم . دیدن مامانش اومد درستش کنه پاک بدترش کرد. گفت نه آخه مامان بابای نیلوفر نیستن. چشمام دیگه داشت اینجوری میشد.

تنها حرفی که تونستم بزنم اونم با خشم فراوان این بود که اگرم مامانم اینا بود من با اونا نمی رفتم. جوجو مثلاً شوهر منه. جالب این وقتا سکوت جوجوه. میمونه و حرفهایه ماهارو میشنوه. اون شب حداقل ازش انتظار داشتم بگه بابا این خانوم مثلاً مثلاً زن منه. اما صدا از دیوار در اومد و از جوجو نه. الان بیکار شده. انگار نمیتونه خودش بره دنبال یه کار. مونده ببینه باباش و داداشش چیکار میکنن اینم همون کارو بکنه.

جوجویی حالم داره بد میشه. خدایا زودتر خونمونو بده. میخوام برم. از این همه وابستگی بدم میاد.