Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
خواب و توضیحات
نویسنده : niloufar - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧
 

سلام دوستام 

خوبین. چقدر خوشحالم که دوستایه خوبی مثل شما دارم.

اول از همه یه توضیحی بدم در مورد زندائی جوجو. اون طفلکیو من نمیدونم چرا اونشب اون حرفهارو به من زد. البته همچین طفلک طفلکم نیستا اما هر چی که هست الان باهاش خیلی خوبم و هیچ مشکلی ندارم اونم به واقع میدونم منو دوست داره. اونم مثل مامان جوجو دختر نداره . شاید میخواسته ببینه نسل جدید دخترها که خودشون همسرهایه آینده شونو انتخاب میکنن چجورین که دید. البته اگر یکمی دقت میکرد (مثلاً به دختر برادر خودش که من با چشمهایه گشاد شده از حیرت دیدم که چطوری در حضور برادرش مخ دوست برادرشو که اتفاقاً شدیدا هم بچه پولدار خفن هستو رومیزد  ، دیگه لازم نبود منو محک میزد ) اما زد نتیجشم دید اما خدایی الان منو خیلی دوست میداره. شاید از خانومی و نانازی من میباشد چه میدونم.

و اما خواب.

دوست جونام دیشب یه خوابی دیدم که ازتون خواهش میکنم اگر کسی تعبیر خواب میدونه یا به کسی دسترسی داره که بلده اینو برای من تعبیر کنه.

دیشب خواب دیدم با مامانم اینا و سایر نزدیکام برای گردش بیرون رفتیم . کنار دریا . که البته جنگل هم چسبیده به دریا بود. من وقتایی که میرم شمال توی قسمتهایی که برای خانوم ها چادر میزنن توی آب نمیرم چون حالم بد میشه اونهمه زن توی یه ذره آب میلولن. اما کلاً از آب هم ترس دارم. یعنی سوار قایق که میشم اگه یه کمی روی آب بازی کنه من زهره ترک میشم.

یک نفر که از نزدیکهام بود روی یه تخته موج که به یه قایق تند رو بسته شده بود سوار بود و من در کنار اون روی آب میدویدم مثل کسایی که روی یخ اسکی میکنن. به راحتی . بدون اینکه پاهام فرو بره. و سریع تر از اون هم حرکت میکردم. لذتی وصف نشدنی از این حرکت تمام وجودمو گرفته بود. بعدش که خسته شدم خواستم که برم دستشویی . نمیدونم این خونه هایه قدیمی که میگن محل زندگی جن ها هستو دیدین یا در موردشون شنیدین یا نه. دستشویی ها اونجوری بود اونقدر تاریک بود داخلش که من از دم در هر چی تلاش کردم نتونستم داخلشو ببینم و درهایه چوبی خیلی باریک داشت . و منم خیلی ترسنده شدم از رفتن داخل اونجا منصرف شدم و به مامانم اینا که مشغول ورق بازی بودن پیوستم.

حالا دوست جونهام نیان برام بنویسین شبا کمتر افطاری و شام بخور و نشین با جوجو خوابهایه ترسناک ببین و کمتر توی این ماه مبارک ورق بازی کن تا از این خوابهایه اینجوری نبینی. میدونم جنگل و دریا خوبه . اما راه رفتنم رو آب چیزیه که خیلی منو به فکر فرو برده. کمک کمک

به کمکتون احتیاج دارم.