سلام دوستای گلم

خوبین؟

عید گذشته همتون مبارک. شب یلدایی هم که در پیش دارین مبارک.

برای همتون یه زمستون پر بار رو آرزو میکنم. امیدوارم پر از خاطرات خوب و سلامتی و برکت باشه برای همه.

از 3 روز تعطیلی بگم که هیچ خبری نبود. نه جایی رفتم نه درس خوندم. با اجازتون مریض هم بودم. جوجو خان زحمت کشید مریضیش رو بهم انتقال داد. البته تقصیر اون طفلی نبود. از بس رفتم چسبیدم بهش مریض گشتم.

الان به شکر ایزد منان بد نیستم (اگه بوی سیگار این مرتیکه بذاره)

امشب مادر بزرگم دعوتمون کرده بود کرج. همه خاله و دایی ها خونه مادر بزرگم جمع بودن. اما مامان گفت مادر شوهرت اینا تنهان. پیش اونا باش. البته خودمم با اینکه خیلی خیلی دوست دارم برم دلم نمیاومد مامان اینای جوجو رو تنها بذارم. برای همینم شاید امشب بریم خونه دائی جوجو. اونام تنهان.

خوب من برم. امشب فال حافظ یادتون نره.

بازم براتون یه یلدایه بی نظیر رو آرزو میکنم.

بعدشممممم سالگرد عقد فاطمه جونمو تبریک میگم.

تولد فرام عزیزم رو هم که گذشته تبریک میگم.

فاطی خاکی جونم جای مسافرت خالی نباشه عزیزم.

نبود شکلک رو هم به بیمار بودنم ببخشین.

ممسی عزیزم وبلاگت رو نمیتونم باز کنم که... خیلی سنگینه. ٢٠ دقیقه منتظر شدم باز نشد گریه