سلام دوستای گلم

خوبین؟؟ دلم براتون  انقده شده بود =======>>  .

اول از همه تسلیت میگم شهادت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) رو به همه اونایی که دوستشون دارن و مثل من عاشقشونن.

بعد هم اینکه این هفته ای که نبودم خیلی عالی بود و ملالی نبود جز دوری شما. البته چرا یه ملال دیگه هم بود که روز دوم عارض بنده شد و اونم یه نوع مریضی عجیب و غریب بود که در تنگاتنگ زمان امتحانا یقه من بدبخت رو گرفت و تا یه روز کامل منو از درس و زندگی ننداخت بیخیال نشد.

امتحانا بد نبود. یکیش که خیلی عالی بود ٢٠ نشم ١٩ میشم (آره جون عمم ) اون یکی هم بستگی داره به تبع استاد. الهی که مرده شور ببره این پیام نور رو. امتحان صنعتی ٢ که توی تمام سالهایی که من نمونه سوالشو دیدم ٣٠ تا تستی ٣-۴ تا تشریحی داشت رو فقط ۴ تا تشریحی دادن.

اولش که دیدم یه برگست خونم منجمد شد. بعدشم سردی سالن امتحانا باعث شد حتی در طی امتحان خونم از منجمدی در نیاد و علیرغم اینکه همه سوالها رو بلد بودم فقط ٢ تا و نصفی سوال رو بیشتر نتونستم جواب بدم. ٣ ساعت بعد از اینکه اومدم خونه و چسبیدم به بخاری هنوزم هم یخ بدنم باز نشده بود.

اینم از این. بعدشم که ١۴ دی گذشته تفلد ببلاگ نانازیم بود. بهترین دوستی که فعلاً دارم. تفلد مبارک .

بعدترشم روز عاشورا و تاسوعا مامانم اینا نذری ذاشتن که چون یه مهمونایی قرار بود بیان خونمون و نیومدن نذریی که نگه داشته بودیم برای اون خنگولا موند و ٢ روز بعدشم که آخریش همین دیشب بود مامانم اینا می اومدن خونه مامان شوهری و در کنار هم نذری رو خوردیم و تموم شد و خیلی هم این ٢-٣ روز خوش گذشت. همش مامانیم پیشم بود. اگه جوجو اینجا بود الان میگفت بچه ننه . همش مامان مامان میکنی. انگار نه انگار خودش همش وردل مامانشه. (این ٢-٣ روز فهمیدم چقدر خوش بحالشه )

بعدشم اینکه اون دائیم بود که روز عقدشون ٣ روز قبل از ما بود و عروسیشون یه سال بعد ما، اونا هم دیگه دارن پدر و مادر میشن به سلامتی.

همین دیگه. این هفته هستم در خدمتتون. هفته بعد باز نیستم برای ٢ تا دیگه از امتحانا.

میام به همتون سر میزنم. اگه دیر شد پیشاپیش معذرت میخوام. اینجا توی شرکت به مقدار خیلی خیلی زیادی اوضاع خر تو خره.

جریان شهرداری رو هم میام توضیح میدم.