سلام دوست جونا

خوبین؟ منم بد نیستم. دیروز امتحانام تموم شد. آخریش حسابرسی 1 بود. امتحان خوب بود. انشاله درسهام رو قبول بشم تا برای همیشه خودم رو از شر این پیام نور مزخرف راحت کنم.

 واله به نظر میاد انقدر این اوضاع مملکت به هم چیز سایه انداخته که هیچ حرفی نمونده به جز وضعیت فجیعی که داریم. قبلنا وقتی اخبار کشورهای دیگه رو نشون میداد که مردم با پلیس بزن و بکش میکردن من با اوضاع خودمون مقایسه میکردم و خدا رو شکر میکردم که اون وضعیت رو نداریم. الان وقتی نگاه میکنم جوون ها مثل دسته گل چطوری دارن پر پر میشن جیگرم آتیش میگیره. از هر دو طرف. فرقی نمیکنه. چه اون مردمی که اعتراض دارن چه سربازهایی که مامورن و معذور. کاش حداقل نتیجه ای داشت. این همه خسارت مالی و جانی فردا آقایون خیلی ریلکس با هم کنار میان  نخود نخود هر که رود خانه خود. اونایی هم که مردن مشکل خودشونه میخواستن نمیرن.

یه جور بدیه. حالم بد گرفته هست. انگار مردم دلمرده شدن. خدا خودش کمک کنه. حالم به هم میخوره میبینم به هم ریختگی ایران نقل همه محافل خارجیه. بدتر از همه اینکه این وسط یه عده که هیچ جا جزو آدم به حساب نمی اومدن شدن صاحب نظر.

خوب اگر از احوالات اینجانب خواسته باشین که بد نیستم فقط خستگی امتحانا توی تنمه که اونم به یاری پروردگار یکی دو روز دیگه رفع میشه.

مامان بزرگمم که اون هفته بستری شده بود بیمارستان امروز انشاله مرخص میشه. طفلی آرتوروز و روماتیسمش انقدر شدید هست که باعث هزارتا درد دیگه هم شده.

دیروز هم وقتی امتحانم تموم شد و به خونه مشرف شدم دلم مهمون خواست در همین راستا هم زنگ زدم مامانی خودم و مامان اینای جوجو رو برای شب دعوت کردم خونمون. اونم کی؟ ساعت 5 در حالی که خونمون در وضعیت بحرانی به سر میبرد (از نظر پاکیزگی) منم اصلاً به دلم بد راه ندادم و خیلی ریلکس غذاهام رو پزیدم و خونه رو هم تا شب تمیز کردم. مهمونی به خوبی و خوشی برگزار شد.

آهان اون هفته جمعه که سالگرد مادر بزرگ جوجو بود که رفتیم بهشت زهرا.

دوستای گلم خوب و خوش باشین و سلامت. خداوند همه آسیب ها و گزند ها رو ازتون دور کنه و هر کسی رو که قصد آزارتون رو داشته باشه رسوای عالم کنه.