Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
پرنده ای شده ای و شده آسمان گرفتارت ...
نویسنده : niloufar - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸
 

 

 

- بیا عزیز دلم! بیا سوار شو پشتم ... بع بع! ... بع .... بع! ... 

و قند توی دلش آب شده بود که تو ،  قهقه ات آسمان را برداشته 

کمی آنطرف تر یک نفر میگفت : " این واقعا خدای شهر است؟! ... "

 

حالا 

یک سوال بغض آلود از چشم بچه های شهر جاری است ..

- یعنی دیگه نمیاد؟...

 

                             تو بزرگی،خاک میدان تو نیست

                    آسمان را تاب جولان تو نیست

 

************

یا علی جان ذوالفقارت را نیازی مُبرم است

بهر نااهلان دین این آیه ای مستحکم است


یا علی جان پشت دین، سرها به زیر آب رفت

کشتی مستحکم اسلام در گرداب رفت


یا علی جان پشت دین، آدمکشی توجیه شد

سنگسار و حدّ شرعی مایه ی تفریح شد

 

یا علی جان گفتی از زخم زبان این و آن


خار در چشمت بُود اندر گلویت استخوان


یا علی جان درد چشمم باز غوغا می کند
 

استخوان اندر گلو این را تماشا می کند
 

یا علی جان یاد آرم روزگار پیش را


 مردم ساده، صمیمی، بی ریا، درویش را
 

یا علی جان عالمان فاسق هفتاد رنگ

جان دهند امّا کجا؟ در پشت میدان های جنگ 

یا علی جان آه مظلومان عالم سر گرفت
 

هُرم آن هم رنگ آتش، زیرِ خاکستر گرفت
 

یا علی جان پشت دینت را شکستند از ریا
 

داغ مهر و ذکر تسبیح و نماز اغنیا


 یا علی جان ریش هم، جزء اصول دین شده!
 

یا گریبان، جزء لاینفک ز این آئین شده!

 یا علی جان آسمان هم بغض دارد در گلو
 

چون که تنها او ببیند مردم هفتاد رو 

یا علی جان شیعگی رسم جوانمردی نبود؟ 

بهر اطعام یتیمان، رسم شبگردی نبود؟
 

یا علی جان عاشقانت بی پناه افتاده اند 

یوسفان یوسفت در قعر چاه افتاده اند
 

یا علی جان کاشکی از نسل سلمان می شدیم


 بهر مولا، لحظه ای، یکدم مسلمان می شدیم
 

یا علی جان شهر ما، شهر سراسر درد شد

دختر تنها  و بی کس، دختر ولگرد شد

یا علی جان انتظار مهدی ات، جان را گرفت
 

فاش گویم از دل مظلوم، ایمان را گرفت

یا علی جان ضربه ای از ذوالفقارت لازم است

ساده و بی پرده گویم، تک سوارت لازم است 

یا علی جان اقتدا از تو، برایم شیعگی است

راه رفتن در ره تو، معنی فهمیدگی است 

یا علی جان شرم بر من باد گر ساکت شوم


 بین روباهان زاهد، مفتی و عابد شوم

یا علی جان گر که اسمم شیعه ی مولا علی است

درتمام حرف های تلخ من این منجلی است

یا علی جان جان دهم اما نه بهر دین فروش
 

این کلام آخر مستی که شد ساغر فروش