سلام
يه شعر خوندم امروز قشنگ بود به نظرم. تقديم ميکنم اول از همه به جوجوی قشنگم که بدونه هميشه دوستش دارم حتی وقتايی که اخلاقش ..ی ميشه بعدشم به همه اونايی که صادقانه همو دوست دارن
 
دل من
 
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند يک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ي تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت يک پرده تور
که تو هرروز آن را
به کناري بزني
دل من ساکن ديوارو دري
که تو هرروز از آن مي گذري
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه يک باغچه بود
که تو هرروز به آن مي نگري
دل من راديدي؟
ساکن کفش تو بود
يادت هست؟
 
البته به شرطی که کفشت بو نده!!!!!! و بعدشم اينکه هميشه دمپايی بپوشی چون  کفشتو ديگه دادی مستاجر و اگه بپوشی دل من اوووخ ميشه
ديدی ديشب بهت گفتم خيلی آقايی لوطی غش کردی از خنده؟؟
بازم ميگم خيلی چاکريم به مولا