Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
آمدم
نویسنده : niloufar - ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩
 

سلام دوست جونا

واییییییییی خیلی وقته نیومدم.

دلم برای همتون تنگ شده بود. البته در این بین به یکی دو جا گریز زدم و اثری از خودم به جا گذاشتم که ترس مرده شدنم رو نداشته باشین.

خوبین؟

منم بد نیستم شکر.

اول بیام یه اصلاح پست قبل رو بکنم و اون اینکه اسم پسر خاله نانازیم بالاخره شد کسری نیشخند حالا اینکه چرا آراد رد شد الله اعلم.

دوم اینکه قرار بود 11 خرداد بریم مشهد که کنسل شد.

اونم به خاطره ...ی بودن وضعیت برنامه ریزی آقایون مسئولین.

یه نمایشگاه توی میبد هست هفته دیگه که قرار بود از 4 خرداد تا 9 خرداد باشه. منم گفتم چون کل بچه های شرکت میرن برای 11 برنامه ریزی کردم که من تا 9 رو دفتر باشم.

برنامه ریزی کردن من و گرفتن مرخصی آبجی کوچیکه طفلی همانا و تغیر برنامه نمایشگاه بدون هیچ توضیحی همانا. حالا ما کلی کارشناس خارجی دعوت کردیم و بلیط گرفتیم و هتل رزرو نمودیم و همش هیچی. طفلی همکارم پدرش در اومد.

خواهرم هم که دیگه عمراً نمیتونه مرخصی بگیره.

حالا انشاله که امام رضای عزیزم بطلبه تا بریم پابوسش.

دوم اینکه اگر مشکلی پیش نیاد دارم ماشین میخرم.

البته به قول مامانم انشالههههههه

مشکلی هم اینه که یه وام از شرکت باید بگیرم که اگر قر نیان دیگه مشکلم حله.

حساب کردم دیدم بخوام وام خودرو بگیرم یه پراید فزرتی 10 تومن برام تموم میشه.

اگر شرکت 4 تومن وام رو بهم بده حداقل 8 تومن میشه. برای من 2 تومن هم 2 تومنه. نیشخند (اسکرووووووووچچچچچ)

دیروز رفتم به مدیر عاملمون که خانوم رئیس شکم گنده قبلیه گفتم من 4 تومن وام میخوام. دیدم با قر و اطفار میگه وایییییییییی نههههههه 4 تومن خیلیه. خواستم بگم زنیکه ساعتی که دستت بستی 2 برابر این قیمت داره.

اما بیخیال شدم و فقط با لبخند ژوکوند زورکی گفتم نه خیلی نیست.

حالا قراره بره مشورت کنه جواب بده. انگار نه انگار من میدونم شوهرش بدون اجازش آب نمیخوره.

وضعیتم هم با جوجو بد نیست شکر خدا. البته مشکلات مالی طبق معمول سرجاش باقیه.

جوجوی عزیزم همچنان سنگر رو حفظ کرده و حاظر نیست به جای آشی که داداش محترمش پزید و خودش زودی جیم زد آش دیگه ای بخوره.

منم آنچه شرط بلاغ بود رو باهاش گفتم. 100 بار نشوندمش نازش کردم گفتم ببین عزیزم همین الان که داداش محترمت داره صبح به صبح تیپ میزنه و میره و میاد سر ماه 350 میذاره توی جیبش و شما از کله سحر میری و شب خسته و مرده و خاکی برمیگردی،با 200 تومن، بعد که پس فردا عقب موندی و نرسیدی به جماعت من روزگارت رو سیاه مینمایم.

اما کو گوش شنوا.

همین دیگه.

دعا کنید من برم مشهد. دعا کنید ماشین هم بخرم.

هاااا نه همین دیگه چیزی نمیخوام.نیشخند

مواظب خودتون باشین قلب