سلام دوست جونا

بالاخره ماشین خریدمممم هورا تشویق

روز سه شنبه توی روزنامه یه مورد خوب پیدا کردم. ولی بازدید ماشین ساعت ۶ عصر بود. چند تا مورد دیگه هم بود که ٢ ساعت مرخصی گرفتم و رفتیم با جوجو دیدیم. به درد نخورد. یکی هم بود که خیلی خوب بود یگانه سوز بود. عصرش رفتیم آخرین مورد رو ببینیم. توی راه به کلی ترافیک برخوردیم. ٢ جا رو جوجو اشتباهی رفت. با توجه به مدل و قیمت ماشین میدونستم خیلی نمی مونه. وقتی رسیدیم در خونه شخص مورد نظر رفته بود با یکی ماشین رو به کارشناس نشون بده. همش غر میزدم که بیا بریم و باز توی دلم میگفتم اگر قسمت باشه. ١ ساعتی معطل بودیم تا اومدن. خلاصه معلوم شد دیسک و صفحه ماشین ضعیفه و فروشنده هم حاظر نشد از ٧ میلیون کوتاه بیاد. خلاصه چون ماشین تمیز بود گفتم ببریم ماشین رو به کارشناس ما نشون بدیم اگر تائید کرد ما میخواهیم.

بنده خدا از پاسداران با ما اومد تا شهران. تا ساعت ١٠ شب هم معطل بودیم. کارشناسمون گفت موتور ماشین ایرادی نداره اما رنگش رو توی روز ببینیم. آخرش هم طفلی ها دوباره برگشتن خونشون. ماشین به اسم خانوم خونه بود و قرار شد فرداش شوهر خانومه ببرن دیسک . صفحه ماشین رو عوض کنن (سر همین مورد خودم رو کشتم ۵٠ تومن تخفیف گرفتم) و اگر موردی نداشت زنگ بزنن من و خانومه هم بریم و کار رو تموم کنیم. منم صبحش دیدم عمراً بهم مرخصی بدن خودم رو زدم به مریضی و شانسم همچین رفتم توی حس که ساعت ١٠ تب کردم و آبریزش بینی اومد و سر درد شدید. مدیر عزیزم هم گفت حالت بده برو نیشخند 

خانومه کارمند بانک پ ا ر س ی ا ن بود. منم با جوجو اینا توی همون بانک قرار گذاشتم و همونجا پول رو به حساب خانومه ریختم و بعدشم رفتیم محضر و اونا وکالت دادن و تموم شد. بعدش هم دعوتشون کردیم به نهار و بردیم رسوندیمشون در خونشون و ماشین خوشملمون رو تحویل گرفتیم.

پنجشنبه صبح هم با جوجو رفتیم شماره گذاری و بعدشم محضر و تموم.

یه پراید ١۴١ نوک مدادی خریدم.

خیلی دوستش دارم.

خیلی ضایع هست که انقدر ذوق دارم؟؟

دست خودم نیست دیگه. اولین ماشینمه.

خوب دیگه برم. مواظب خودتون باشین.

فاطمه جونم نگرانتم. انشاله که نی نی نازت به سلامتی و راحتی به دنیا اومده باشه عزیزم.

فاطی خاکی عزیزم دلم برات یه ذره شده. نمیخواهی یادی از دوستات بکنی؟