Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
بازی
نویسنده : niloufar - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩
 

سلام دوست جوناا

 

من تاحالا توی هیچ بازیی شرکت نکردم و البته دعوت خاص هم نشدم.

اما یه بازی دیدم که خوشم اومد انجامش بدم.

 

بزرگترین ترس زندگی من:

 بزرگترین ترسی که از بچگیم بوده و هنوزم هست از دست دادن عزیزامه. خانواده ام.

 

اگر غول چراغ جادو توانایی بر آورده کردن یک آرزوی 5 تا 10 حرفی من روداشت:

 ظهور منجی (راستش خیلی فکر کردم دیدم پول شاید خوب باشه اما قطعاً بهترین نیست. سلامتی هم که نسبیه و نمیتونه ابدی باشه و با مرگ تموم میشه اما در پس ظهور منجی حداقل عدالتی که همیشه آرزوش رو داشتم میبینم)

 

کارتون مورد علاقه من در کودکی:

 اول همه فوتبالیست ها- بعدش بابا لنگ دراز و زنان کوچک - خانواده دکتر ارنست - پلنگ صورتی که هنوزم هستش و پیر نشده - واتو واتو - زیزیگولو - هاکلبریفین - افسانه توشیشان - آهان ایکیوسان هم هست

 

در پختن چه غذایی تبحر ندارم:

 فسنجون (پختم و عالی هم شده اما کلاً در موردش بدون اعتماد به نفسم )

 

اولین واکنشم در عصبانیت:

صورتم سرخ میشه - داد میزنم و سرم درد میگیره.

 

من چه رنگی ام:

 آبیو دیدی قرمزش

(از این نظر که هم میتونم خیلی آروم باشم و هم خیلی آتیشی)

 

اگر قرار باشه از ایران برم کدوم کشور رو انتخاب می کنم:

 فکر کنم کانادا چون من تحقیقی در موردکشورها ندارم و وقتی کانادا انقدر درخواست داره حتماً بهترینه (البته فکر نکنم بتونم برم )

 

بهترین اس ام اس در گوشیم:

 همه اس ام اس های عشقولانه جوجو بهترین بوده..

 

اگر قرار باشه سه نفر رو امشب به مهمونی دعوت کنم:

واله هرجوری از سر و تهش زدم دیدم حداقل ٣٠ نفری میشن نیشخند

 

یه بیت شعر که خیلی دوست دارم: آنان که علی را خدا پندارند    کفرش به کنار عجب خدائی دارند.

اینم اگر بشه شعر حساب کرد: سپاس خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.

 

خودم رو شبیه چه میوه ای میبینم: آناناس

(چون مطمئنم که درونم از بیرونم بهتره)

 

سه خصوصیت بدم: 

 اول اینکه زود عصبانی میشم و بدتر از اون فحش میدم (خیلی از این خصوصیتم بدم میاد) – بعدش اینکه عموماً نمیتونم اون چیزیو که منظورمه به دیگران بفهمونم و غالباً دیگران اشتباه برداشت میکنن (البته این مشکل همه آذری هاست(متولدین آذر)) و در آخرم اینکه نمیتونم در مقابل پدر و مادرم خوددار باشم و گذشت داشته باشم و ادب و احترامشون رو حفظ کنم و یکی دیگه هم هست که چهارمی میشه اینه که وقتی مشکلات دیگران رو میبینم پاک خودم رو فراموش میکنم و اگر جلوم رو نگیرن خودم رو به باد فنا میدم و بعدش خودم در مشکلاتم میمونم.

خوب حالا دوست دارم شما هم این سوالها رو در مورد من جواب بدین. البته هر کدومش رو که میتونین . چون بعضی هاش شخصیه. اما دوست دارم سوال آخر رو حتماً جواب بدین.