Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
اگه من مُردم؟؟
نویسنده : niloufar - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩
 

سلام

امروز صبح که داشتم می اومدم شرکت توی ترافیک خفه کننده همت پشت سر یه ماشین قرار گرفتم که عکس یه بچه رو که تازه مرحوم شده بود زده بود پشت شیشه ماشین.

توی اعلامیه اسم یه زن هم بود.

شاید مادرش بود.

توی فکر بودم که شاید توی تصادف مردن آیا؟؟

بعدش یاد پارسال افتادم که عموم فوت شد.

فکر کنین امروز ساعت 4 ظهر فوت شد.

کسی که سرحال و بدون مشکل بود و حتی به ذهن کسی هم خطور نمیکرد که بمیره یکدفعه افتاد و مُرد.

فردا صبح زود که ما رفتیم بهشت زهرا عکس و اعلامیه و حلوا و خرما و کلیه بساطی که معرف همتون هست.

من همش فکر میکردم که اینها رو کی آماده کردن.

امروز یاد پارسال افتادم.

انگار همه کِس و کار آدم انقدر آمادگی دارن که تا آدم افتاد و مُرد یه عکس مناسب ازش پیدا کنن و زود اعلامیه چاپ کنن.

من هیچ عکسی که مناسب اعلامیه باشه ندارم.افسوس البته عکس زن ها رو در اعلامیه نمیزنن اما توی مسجد توی قسمت خانوم ها که عکسم رو باید بذارن.

امروز همش فکر میکنم که برم یه عکس مناسب بندازم که اگه نا غافل افتادم و مُردم اطافیانم فحشم ندن که الهی گور به گور بشی که یه عکس جدید و اسلامی نداری.

 

سمانه عزیزم بذار از افسردگی مرگم بیام بیرون بازیت رو انجام میدم.

بعداً نوشت:

با کمک مریسام یه عکس خوب پیدا کردم.

البته جدید نیست برای ۶ سال پیشه اما از اونجایی که من فقط عرضم زیاد شده و صورتم تغییری نکرده و این عکس هم از صورته (برای پاسپورته) پس زیاد ملت متوجه قدیمی بودنش نمیشن.

حالا اگه گفتین عکسم کجاست؟؟ توی کیف مادر شوهرم.

باور نمیکنین؟ به جون خودم. ۴ تا عکس توی کیف مادر شوهرمه. یکیش عکس ۶*۴ منه. یکیش عکس عروسیمونه. ٢ تاش هم عکس بابا و داداش جوجوه.

مادر شوهرم عشق منه. چون حتی جوجو هم عکس منو توی کیفش نداره.