سلام دوستای عزیزم

شرمنده از اینکه نوشتم و الان تازه اومدم رمز دادم. از شنبه نبودم.

رفته بودم ماموریت بدر عباس و قشم. دیشب ساعت ١٢ رسیدم. مردم از خستگی.

این ٢-٣ وز هم که همش از گرما سر درد داشتم.

هفته بعد میام عکسهای سفر و خرید ها رو میذارم.

 

خانومی عزیزم تسلیت میگم فوت پدرت رو. امروز شوکه شدم این خبر رو توی وبت خوندم.

از خدای مهربونم میخوام روح بزرگ پدر رو قرین رحمت خودش قرار بده و به شما هم صبر بده عزیز دلم.