Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
فرهنگ بالای ما
نویسنده : niloufar - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩
 

وقتی من کارمند این رئیس کچل که قبلاً شکم گنده بود اما الان شکمشو آب کرده شدم، ٨-٩ سال میشد که این آقا با خانومش و خانواده محترمش از منزل مادرش به منزل مستقلی نقل مکان کرده بودن و خودشون تا همین چند سال قبلش کارمند بودن.

حالا بماند که چطور چند ساله ره ۵٠ ساله رو رفتن بماند، اما خوب یادمه که پسر بزرگ رئیس که اون موقع مثل من بچه بود (من 19 ساله و اون 17 ساله بود) و دم و دستگاه رئیس بیشتر به کول من و بعدش پسرش میچرخید.

اون موقع وقتی کارشناسهای خارجی می اومدن ایران و پسر رئیس میرفت دنبالشون فرودگاه و به خاطر اینکه زبانش قوی بشه ، باباش میفرستادش با این کارشناسها بیرون که شام و نهار ببرشون بیرون، فرداش می اومد شرکت که آه و فغان که اینها آبروی من رو بردن توی رستوران نشستیم یکدفعه مرتیکه شروع میکنه به فین کردن و اخ و تف و همه با تعجب نگاهم میکنن و من خودم رو میزنم به اون راه.

این بساط بود تا من از این شرکت رفتم و بعد 3 سال برگشتم. الان برگشتم چی میبینم؟؟ که این پسر رئیس به فرهنگ بالای این خارجیها مبتلا که شده هیچ دست اونها رو هم از پشت بسته.

خدائیش من موندم از این همه باری که رفته ایتالیا و سایر کشور ها و از ٣65 روز سال شاید 100 روزش رو در مجاورت این اهالی خارجکی هست چرا هیچ چیزی رو از اینها یاد نگرفته (نه خودش و نه باباش) و فقط همین فین کردن شده نشانه خارجی شدنش.

تازه از وقتی اقامت هم گرفتن که دیگه شدتش بیشتر شده.

حالا جالب اینه که کار به اینجا ختم نشده و این دختره همکارم که تا دیروز همش اه و اوه میکرد از فین کردن پسر رئیس الان که میخواد هفته دیگه بره ایتالیا از طرف شرکت ، نرفته به فرهنگ غنی خارجیها دچار شده و یکدفعه میبینی آنچنان با شدت و پر سر و صدا صفایی به سر و بینیش میده که کل روده و معده ما از بیخ از جا کنده میشه.

شما میگی من با این جماعت با فرهنگه خارج زده چیکار کنم؟؟

به نظر شما چرا ما هر وقت میخواهیم ادای هر جماعتی رو در بیاریم، نمی آئیم اول از اخلاق های خوب و سازندشون شروع کنیم؟؟

مثلاً وقتی میخواهیم ادای پولدارها رو در بیاریم و اند کلاس بشیم، میریم 3-4 تا وام میگیریم ، 6-7 دست لباس مارک دار و رستوران آنچنانی و ...

وقتی میخواهیم درستخونده نشون داده بشیم اول میریم کلماتیو یاد میگیریم که تا سر حد ممکن قلمبه باشن و با ربط و بی ربط و بدون اینکه معنیشون رو خودمون و دیگران بفهمیم هی تکرارشون میکنیم.

وقتی میخواهیم خیلی خارجی بشیم اول لخت میشیم و بعدش و اخ و تف میکنیم.!!!!!!!

وقتی میخواهیم خیلی کاربلد جلوه کنیم اول میگردیم تریپ اون کار رو پیدا میکنیم و فکر میکنیم با اون لباسها خیلی خبره ایم؟؟!!!!!!

چرا نمیریم عین بچه آدم ازبیخ یه کاریو درست کنیم و بعد بگیم بابا این مائیم که هستیم....

از اینهمه بی بته گی دیگه دارم گلاب به روتون میشم...

.

.

مطلب دیگه اینکه بالاخره، اشک ریزی های داداش جوجو  نتیجه داده و قراره بنده جاری دار بشم.

ایشون عاشق دختر رئیسشون شدن. در 2 ماه گذشته هم با دختر حاجی تریپ برداشتن و عشقولانه شدن.

این دوشنبه قراره خدمت حاجی برسیم و برادر شوهر رو جهت دستبوسی ببریم.

خدا همه جوون ها رو خوشبخت کنه صلوات بفرست