Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
بچه پررو
نویسنده : niloufar - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٤
 

سلام

باز خواستم بگم عجب دنيايی شده؟ ديدم اينو قبلاً گفتم. ولی واقعاً مرد جماعت موجود پرووئيه. وقتی از اشتباهش چشم پوشی ميکنی و به روش نمياری فکر ميکنه آدم هيچی نميفهمه ميزنش به پررويی.

جوجو خان خر الاق(غ) تو انگار نميتونی يک هفته بدون مشکل با من سپری کنی؟ باز اون موجودات ريز ۷-۸ ميليمتری دارن توی وجودت ميلولن و مجبورت ميکنن منو اذيت کنی. اخلاق منو سگی کنی بعدش بری توی اتاقت و تا اطلاع ثانوی بيرون نيايی؟ نميدونم اين چه اخلاق بديه که تو داری.

اون از ديروزت که باز امتحانتو افتادی. آخه - ۷ - هم شد نمره؟

اونم از رفتار ديشبت. منم امروز ميرم تا غروب يا به عبارتی بهتر بگم تا شب گم ميشم تا حالت جا بياد.

بچه پروو. حالا مخوام شب عيدی حال همرو نگيرم و مراعات اين پدر مادرای بيچاره رو بکنم نميذاره. اه

فکر کنم ۱۰۰ سالتم بشه نفهمی که وقتی اشتباه ميکنی پروو بازی در نياری که مثلاً بخوای خنثی بکنی کارتو.

دلم نمياد اذيتت کنم. اما انگار لازمه يه کمی حالتو بگيرم تا بفهمی دنيا چه خبره.

همه مشکل تو اونجاست که يادت ميره من کيم. اشتباه نکن. من فقط ادای افتاده شدن و سر براه شدن رو در ميارم. چون مجبورم مثل خانوما رفتار کنم. اما من همون دختر آتيش پاره توی چتم.

فقط مثبت شدم. اما از روحيه شيطون و بازيگوشم هيچی کم نشده. مخصوصاً که دارم بازسازی ميکنم که اثرات ۲ سال سختی و عذاب رو از وجودم پاک کنم و بشم همون دختری که ناراحتی رو نميشناخت و به همه چيز بی اعتنا بود. من کجا اين آدمی که الان تا بهش ميگی بالای چشمت ابرو سريع ضربان قلبش ميره روی هزار و رگهای سرش متورم ميشه کجا؟

من کجا و سردردهای مدت دار کجا؟ اون آدم بی مسئوليت کجا و اين کسی که همه فکر و ذکرش يه زندگی مشترکه کجا؟

به خودت بيا... کاری نکن ازت نا اميد بشم.