Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
چوب خدا صدا نداره
نویسنده : niloufar - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٤
 

 

سلام

اين عکسه آدمو ياد يه روزايی ميندازه نهههههههههههه غلام؟!!!!!!!

 

                                 

يکی به من بگه من خوشحال باشم يا ناراحت؟ 

                                                  

من متولد سال سگ هستم. ديروز داشتيم توی شرکت حرف عيدو ميزديم من يکدفعه گفتم امسال سال منه!!!! حسابدارمون گفت يعنی چی؟؟؟؟ من گفتم يعنی سال سگه  اونم يه نگاهی بهم انداخت و گفت اين چه حرفيه ميزنی؟؟ بعدشم سرشو با تاسف تکون دادو رفت. حالا يکی بگه من چکاره بيدم؟؟

جوجو برگشت سر کارش. اون مرتيکه ای هم که اخراجش کرده بود و در جواب چرا؟؟ گفته بود من خانواده شهيدم برو هر غلطی که دلت ميخواد بکن رو گفته بود اخراج کردن. انگار جدی جدی چوب خدا صدا نداره.

اوس کريم تو که به وعده های خودت عمل کردی فقط من موندم اين وسط با شرمساری بد بودنم. ناسپاس بودنم... خدايا تورو به بزرگی خودت قسم ميدم منو ببخش.

راستی يه خبر با حال. با حال که چه عرض کنم اند حال. رئيس ديوونه ما با اون زن عقده ايش توی شرکت دوربين مدار بسته کار گذاشتن. تازه توی اتاق همکارم ميکروفن هم گذاشتن اونم مخفييييييييی. آقايی که اومده بود وصل کنه بهش گفت.

خدايی لازمه باز من شرح بدم با کی طرفم؟؟؟ خدايا ميخوام بدونم يعنی هوای جردن اينقدر خرابه که اينا تا خونشونو آوردن جردن اينقدر بالا خونشونو ارزون دادن اجاره؟؟

خدايا يعنی هرکی پولدار بشه مغزشو از دست ميده؟؟ اگه اينجوريه بی زحمت منو هميشه مثل همين الان فقير و بی چيز نگه دار. هيچی نميخوام هيچی. فقط لطفتو ازم نگير که کمتر از ۳ سوت نابود ميشم.

تو باشی باهام ميخوام هيشکی نباشه. اونايی که اونقدر ادعای عشق و عاشقی ميکنن به يه حرف کوچولو بندن. هنوز کامل از دهن در نيومده ميرن پشت سرشونم نگاه نميکنن. تو که هميشه شاهد همه خلاف ها و کج روی های ما بودی تو که همه وجودمون از تو هست بازم وقتی ميبينی محتاجيم به رومون نمياريو دستمونو ميگيری خودت بگو چجوری قربونت برم آخه.

جمعه با مامانم و خاله هام رفتيم بازار کويتی ها. يه سايه آبی کوچولو خريدم. خيلی قشنگه. امروز که خودمو توی آينه ديدم کلی قربون خودم رفتم. مگه خودم قربون خودم برم

باز بوی سيگار اين مرتيکه بلند شد. خدايا ...