Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
حماقت های نیلوفری
نویسنده : niloufar - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
 

سلام

بازم من یه زالو افتاده به جونم و تا گندیو که میخوام نزنم خیالم آسوده نمیشه.

من از کار کردن خسته شدم.

چیه خوب؟؟

یاد ناله و نفرین هام و اشک و آه هام افتادین؟؟

آره من همون آدمم.

اما خسته شدم. من خسته شدم از بس 3 ماه به 3 ماه نمیرسم خونه ام رو تمیز کنم.

من خسته شدم از بس به خاطر ترس از خواب موندن فردا صبح  انقدر چشمام رو روی هم فشار دادم که سیستم خوابم پاک ریخته بهم.

من خسته شدم از بس هی رفتم هنرمندی دوستام رو توی وبلاگ هاشون دیدم و با اینکه میدونم بسیار مستعدم وقت نمیکنم حتی احمقانه ترین غذاهاش رو درست کنم.

میدونم خیلی از همون دوستان هم شاغلن.

اما من نمیتونم. انقدر کارم زیاده که وقتی میرم خونه فقط غش میکنم و آخر هنرم به قول یکی از دوستان اینه که لنگ یه مرغ رو بگیرم و پرت کنم توی قابلمه.

من تمام این سالها کار کردم و پس انداز کردم. پول پیش برای خرید خونه توی حومه تهران رو جور کردم. آذر ماه که بدهکاران محترم به وعدشون عمل کنن منم خونه ام رو میخرم.

همه قسط هام هم تموم شده فقط یه 30 تومنیش مونده.

میدونم به فلاکت می افتم با این کار جوجو.

اما به خدا بریدم دیگه.

اوضاع انقدر بیخ پیدا کرده که مامانم که همیشه تشویقم میکرد کارم رو ادامه بدم میگه بسه دیگه.

من گیر رئیس آشغالی افتادم که از 1 نفر کار 3 نفر رو میکشه و حتی حقوق 1 نفر رو هم نمیده.

خوب من برنامه جدیدی برای این رئیس آشغال دارم.

بازم عید دست مبارکش میره توی حنا.

البته قصدم خونه نشینی نیستا.. نه من آدمش نیستم.

اما یه کار یا نزدیک نزدیک خونمون (نه با 2 ساعت فاصله) یا نیمه وقت بازم نزدیک خونمون نیشخند

پیدا شد که بهتر نشد هم مثل همه زن های خوب میشینم و چشمم رو به دست های نامهربون شوهر میدوزم ببینم چه گلی به سرم میزنه.

لا اقل وقتی همش میگه من راضی نیستم کار کنی ببینم چطوری (به قول مامان بزرگم) منو ضفط و رفت (جمع و جور) میکنه. (خودمم میدونم ضبط و ربطه لطفاً درک کنین نقل قول مستقیم بوده )   اااااااا معلومه اعصاب ندارم نیشخند

همین دیگه. تخم طلائی هست که باید بذارمش زمین.

چشمم هم در بیاد. پیامدهاش رو هم باید تحمل کنم. فوقش اینه که دوباره دنبال کار سگ دو میزنم دیگه.. از این که اونورتر نیست که.

فعلاً که چند ساله چشممون به دوردستهاست و درهای باغ سبزی که جوجو نشونمون میده.

کی باشه چشمم دوربینی بگیره و دورتر ها رو نبینه خدا عالمه.

خواستم در جریان باشین. چشمک

*******

من خیلی گشنمه ، به نظرتون میتونم امروز روزه ام رو بگیرم؟؟؟

این کد ترتیب لینک ها رو متناسب با زمان آپ کردنشون میاره کی داره؟؟

میشه به من بدین پلیز. چند جا سرچ کردم اما عمل نمیکنه. ممکنه به قالب وبلاگ مربوط باشه؟؟