به نظرم وقتی یه نیاز شدید میشه ، باید رفعش کرد

قبل از اینکه جلوی چشم و گوش و حلق و ... خلاصه همه اعضای حیاتی رو بگیره.

.

به نظرم من از دسته زن هایی هستم که گوش هام خیلی خیلی مخملیه

چون بعد اینکه جوجو 1-2 هفته ای نیم ساعت وقت کنار من ننشست و حرفی باهام نزد (خصوصاَ حرف زدن ها) وگرنه کنارم بوده اما در حالت خر و پف... بعدش دیشب نیم ساعت بیدار موند برام از کارهای روزانه اش تعریف کرد الان احساس لاووو خیلی زیادی میکنم.

.

به نظرم خانوم ها هنوز نفهمیدن این مرخصیی که توی ماه رمضون دارن خوبه یا بده.. یکیش خود من.!!

.

به نظرم وقتی خطر ورود عروس جدید به خانواده کم میشه آدم عزیز تر میشه و جای سابق خودش رو با ارفاق بهش بر میگردونن.

.

به نظرم من بی رگ ترین خواهر دامادیم که دنیا به خودش دیده. 20 روز دیگه انشاله عروسیه حسینه و من هنوز حتی یه تاپ نخریدم و هیچ ایده ای هم برای خریدش ندارم. و البته هیچ فلوسی.!!

.

به نظرم توی دنیا هیچ کسی عزیز تر از پدر و مادر نمیشه. زن آدم حتی اگه خودش رو قورمه قورمه هم بکنه بازم رده 3-4 رو داره. (البته برای غیر از پسرهای خانواده ما که زن هاشون هنوز نیومده میشن تمام دار و ندارشون ، و البته من باهاش مخالفتی ندارم خدائی نکرده برداشت سو نکنین)

.

به نظرم مردی که تا نزدیک 40 سالگی غیرتش نجنبید و اهل کار نشد ، حتی وقتی بعد 14 سال خدا بهش یه بچه بده بازم همونطوری بی غیرت میمونه. (طفلی خاله احمق و نازنین من)

.

به نظرم میاد برای فردا که سالگرد ازدواجمونه (علوس ملوس شدیم) مرخصی بگیرم و جفت بابا ننه ها رو دعوت کنم به صرف افطار و شام و ایضاَ کیک.

 

نظر شما چیه؟؟