Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
حتی تو !!
نویسنده : niloufar - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠
 

یعنی اگه یکی باشه که من توی دنیا 100 % بهش اعتماد داشته باشم خواهر کوچیکمه.

البته داشتم.. خدا بیامرزدش (اعتماده رو میگم)

موزمار امروز زنگ زده به من یه دستی زده زیر زبون منو کشیده که بره یقه مامانم رو بگیره.

فقط از این رودست نخورده بودم که اونم به حول و قوه الهی حاصل شد!!

البته من نقشه اش رو خنثی کردم و مامانم رو نجات دادم.

قاطی کردم و حسابی داد و بیداد راه انداختم پشت گوشی...

بچه ترسیده بود میگفت تو الان عصبانی هستی نری زنگ بزنی به مامان نیشخند

الانم هی داره زنگ میزنه.. فکر کنم میترسه عصبی بشم و گردنم از درد بشکنه..

جوابش رو نمیدم تا یکمی حالش گرفته بشه بعد زنگ میزنم بهش تا بار آخرش باشه با من دو دوزه بازی کنه.

.

.

.

الهیییی بجه 2 بار زنگ زده جوابش رو ندادم.. اس ام اس داده که من غلط کردم جوابم رو بده. بغل