Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
عجب
نویسنده : niloufar - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٤
 

سلام

چند روزه نيومدم؟ نميدونم. فقط ميدونم اينجا خيلی شلوغ و خر تو خر هست. ديروز هم اومدم يه مطلب نوشتم اما وقتی دکمه ارسالو زدم پاک شد. منم که اعصابم کشمشی به قول بچه محلا.

فقط همينو کم داشتم اين مرتيکه حسابدارمون بياد اينجا سر من داد بزنه. من که در نهايت گ.. خودشو به خوردش دادم اما اعصابمو به شدت بهم ريخت.يارو عوضی معلوم نيست دلش از کجا پر بود فکر کرده من بچه صغيرم سر من داد ميزنه.

الانم که اين دوربينای کذايی دارن کار ميکنن و منو در حال وبلاگ نوشتن نشون ميدن. عجب مسخره بازی شده ها. امروز هيشکی نيومده. ۲ تا همکارام که مرخصی گرفتن. رئيسمونم نميدونم کجا مرده. زن عقده ايشم که باز نميدونم کجاست.

الان داشتم با همکارم (خانومه) تلفنی صحبت ميکردم. ديدم قطع کرد زنگ زد موبايلم. گفت حرفای سياسی رو پشت تلفن نگو. گفتم چرا؟ گفت آخه انگار توی گوشی تلفن هم ميکروفن گذاشته. جل الخالق ... يعنی اينقدر؟؟؟

نميدونم چيکار کنم. هم از طرفی دلم ميخواد بمونم و اسکلشون کنم و بخندم. هم حوصله ديدن قيافه های نحسشونو ندارم.

دادگاه وزارت کار جوجو هم که افتاده بعد از عيد. راستی من شنيدم ميگن پايه حقوق سال ۸۵ حدود ۱۹۰ هزار تومن ميشه. آره؟ جوجو که رفته بود وزارت کار گفت آقاهه کارمند اونجا گفته ۱۰۰۰۰ تومن ميگيرم بخشنامشو ميدم بهتون..