Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
عکس
نویسنده : niloufar - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱
 

خوب بالاخره وقت شد این عکس ها رو بذارم.

شب چهارشنبه سوری مصادف بود با شب تولد مادر شوهر. تا شبش با خودم کلنجار رفتم که به روی خودم نیارم. آخه شب تولدم حتی یه تبریک هم بهم نگفت. اما آخرش دلم نیومد و رفتم یه کیک کوچولو خریدم و گفتم یادآوری کنم خوشحال میشه که خوب خیلی هم خوشحال شد.

کیک تولد مادر شوهر

آتیش چهارشنبه سوری قبل از شعله ور شدن  و بعد شعله ور شدن (مثلا چشمک) این درها ابتکار پسر همسایه بود آورد انداخت روی آتیش!!!

چهارشنبه سوری

 

هفت سین سال 91 من:  1  2  3  4 حاجی فیروزم 

دلفینی که جای نهنگ قالبش کردم نیشخند

مجدداَ هفت سین و عیدی من که بر کف زمین اوفتاده خوشمزه

ترافیک جاده و ریزش سنگ و درخت در راه شمال 1  2  3

دختر خاله  و دختر دائی

دختر خاله جیگرم  انقدر پریشونه طفلی انگار داره برج 50 طبقه میسازه

دریا

قلعه زیبایی که چند تا خانوم ساخته بودن

 لر بازی خجالت نمیدونم اون فلک الافلاک چطوری تا الان سر پا مونده

عشق پسردائیم که با لر بازی به باد فنا رفت (بچه داشت اول اسم خودش و دوست دخترش رو روی ماسه ها مینوشت )

دختر دائیم که شادمانه موفقیت لر ها در لر بازی رو جشن گرفته بود

جوجه جیگر خاله ام که قبل عید به دنیا اومد (همتا)

جیگری که به توصیه فاطی خاکی رفتیم جیگرکی خوردیم ولی آخرش یادم اومد عکس بگیرم و این هم برای من که جیگر نمیخورم

بیسکوئیت هایی که به راهنمایی بانو جان پزوندم - اونی که شبیه ساقه طلایی تزئین شده هنر دست همسر عزیزمه نیشخند و این هم نتیجه نهایی و این هم تزئین شده هنرنمایی جوجو

کیکی که شب سیزده بدر طی به جوگیری پزوندم و خوب شد

سبزه گره خوردمون روز سیزده به در چون بیرون نرفتیم. اون گره درشت بالائیه برای جوجوه و بقیه اش برای من نیشخند

اینم یه عکس دیگه از مهندسمون جا مونده بود

انشاله خوشتون اومده باشه.