هفت ساله شدیم..

به همین راحتی به همین خوشمزگی

دیرو که 13 تیر بود سالگرد عقدمون بود.

از صبح تا شب که حسابرس داشتم و وقت نشد بیام بنویسم. بعدشم که قرصم منهدم کننده ام رو خورده بودم و رفتم خونه فقط با خودکشی یه کیک درست کردم برای سالگردمون.

قرار بود خواهرم شب بیاد خونمون که اونم حالش خوب نبود و نیومد.

مامان جوجو هم قرار بود برای شب بهمون شام بده که دیگه من تصمیم گرفتم بریم خونشون و کنار اونا شاممون رو بخوریم.

بعدم کیک خوردیم و بعدشم سهم مامانم اینا رو بردیم خونشون.

شمعشم خونه خودمون دوتایی فوت کردیم.

فکر کنم اگه زنده بمونم فردا عکس بذارم.

امروز صبح که جوجو داشت منو میرسوند شرکت بهش میگم سالگرد ازدواجمون کادو نداره؟؟

(حالا خوبه خودم بهش کادو ندادم)

میگه نه دیگه 25 مرداد که سالگرد عروسیمونه بهت کادو میدم.

گفتم نخیر باید جفتش رو کادو داد.

میگه کی هردوتاش رو کادو میده.. تو میدی؟؟!!

منم توی داغی بحث گفتم بعله.!!!!!!!!

اونم غش کرد از خنده. گفت باشه کادو میدم.

 

دیروز هم من حالم بد بود و هم جوجو خسته از کار طاقت فرسای دیروزش شده بود.

وقتی شمع ها رو فوت میکردیم خستگی توی صورت هردوتامون بیداد میکرد اما خودمون خوشحال بودیم.

راستی عیدتون پیشاپیش مبارک باشه قلب