Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
داغه داغ
نویسنده : niloufar - ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱
 

شب سالگرد ازدواجمون حالم بد شد و کارم به دکتر رسید.

اما ما از رو نرفتیم و بعدش رفتیم رستوران. چلو گردن و باقالی پلوش عالیه. اما متاسفانه رزرو بود برای افطاری و فقط کباب و جوجه و زرشک پلو داشت.

ما هم به کباب رضایت دادیم.

امروز صبح بیدار شدم و برای زدن آمپولم روانه خونه مامانم اینا شدم. البته آمپول بهونه بود. میخواستم با مامان بریم بازار و کادوی جوجو رو براش بخرم

ظهر که برگشتیم تصمیم گرفتم که یه مهمونی خودمون برای شب بذارم با مامان اینا و مادر شوهر اینا و حسین اینا.

غذا هم سوپ قارچ و جوجه و سالاد ماکارونی و سالاد فصل. ژله ام هم عمرش به شب نرسید طفلی. چون ساعت 4 تصمیم گرفتم مهمونی بدم.

اینم عکس کیکم بود برای امشب که خودم پزوندمش و تزئینش 1 دقیقه قبل از اینی انجام شد که ببرمش روی میز. حالم خیلی بد بود و باورم نمیشد همین هم در بیاد.

کیکمون رو هم بریدیم در حالی که کسایی که دوستشون داشتیم باهامون بودن.

برای کادو هم مادر شوهرم 50 داد (اون هفته) مامانم 100 و حسین اینا 50 دادن.

من خیلی از این کادو بازی ناراحت شدم چون قصدم کنار هم بودن بود و تقصر مامانم هم شد.

در هر حال گفتم بیام این یکی عکس ها رو بذارم (البته اگر آپلو بشن) فعلاَ‌که همه سایت ها گند زده شده بهشون. اوه ه ه بالاخره آپلو شد.

آهان جوجو هم فعلاَ بهم کادویی نداده. قراره فردا بده. اگر نداد قول شرف میدم بیام همین جا آبروش رو ببرم.

××××× با تبریک خیلی مخصوص به لیندای عزیزم بابت گنجشک 2 ماه و هفت روزه اش.

عزیزه دلم بی نهایت برات خوشحالم. انشاله زیر سایه پدر و مادر عاقبت به خیر بشه  (دلم میخواد یه عالمه شکل قلب و اینا برات بذارم نمیدونم چرا آیکون ها رو نمیاره این پرشین احمق) بوسسسس

بعداَ نوشت: خوب جوجوی عزیزم هم کادوش رو تقدیمم کرد نیشخند  100 تومن وجه رایج مملکت. داداشش هم 50 تومن داد.

مرسی از جوجو و داداشش نیشخند