سلام دوست جونا

ببخشید که مدتی بهتون سر نزدم. اینترنت خونه مون به خاطر جوجو خان به باد فنا رفت و باید 1 هفته دیگه منتظر بمونم تا وصل بشه.

از مهمونی بگم که خدا رو شکر به خیر گذشت و قبول نکردن که بیان نیشخندنیشخند

منم چون مهمونی رو به خاطر خواهرم ترتیب داده بودم ازش خواستم خودش بیاد و سایر خواهر و برادرها رو دعوت کردم. شب قبلش هم همه اومدن و خونه مامان اینا بودن و فردا ظهرش هم اومدن خونه ما. بعد نهار با هم رفتیم بیرون و گشتیم و چای و کیکی که خودم پزیده بودم و نشد که ازش عکسی تهیه کنم خوردیم.

مامان مهربونم هم برای عصرمون آش پخت و بعدش رفتیم خونه مامان اینا و آش خوردیم و نخود نخود هرکه رود خانه خود. خیلی خوش گذشت. خواهرم هم همش تشکر میکرد که خیلی خوب بوده و منم به خنده میگفتم خوشی رو مدیون خواهر شوهرشه که قبول نکرد بیاد خونه ما و باعث این جمع شدن خانوادگی شد.

یه خبر خوب دیگه که اوقاتمون رو خوش کرد نی نی دار شدن حسین اینا بود. نیشخند

گوگولوهای ما دارن پدر و مادر میشن. انشاله که به سلامتی و شادی باشه.

جوجو هم که به دنبال آخرین قهرش با باباش اینا بالاخره رفت سر یه کار دیگه. در این مدت هم مامانش کلی منو مدیون حرفها و رفتارهاش کرد که هیچ وقت یادم نمیره. خیلی ازش رنجیدم.

من هم مشغول خانه داری و کتاب خونی و استراحت و دکتر بازی و این قبیل امورم.

هنوز با شرکت تسویه نکردم.

راستی دی ماه یعنی 15 دی ماه تولد 7 سالگی وبلاگم بود. هم یادم رفته بود و هم اینرتنت نداشتم. الانم دارم از خونه مامان اینا آپ میکنم.

انشاله اینرتنت خونه که وصل شد میام و به همتون سر میزنم.

مواظب خودتون باشین.