سلام دوستان.

بابت تاخیرم معذت میخوام. بالاخره اینترنت خونه وصل شد. جواب کامنت های پست قبل رو دادم.

این هفته همش درگیر مهمون بازی بودم. 4 شنبه اون هفته هم رفتم برای تسویه.

رئیس عوضی به روی خودش نیاورد 500 یورو پاداشیو که پارسال بهم قول داده بود رو تا الان نداده و هیچی. فقط حق و حقوق خودم رو داد. منم از اون روز دیگه تلفنشون رو جواب ندادم. آخه توهم دارن من کارمند تلفنیشونم. روزی 3 ساعت باید تلفنی کارها رو بهشون توضیح بدم.

خاله مامان از شهرستان اومده بود و 2-3 روز خونه مامان اینا بود. یه روز هم خاله کوچیکه دعوتش کرد که ما هم دعوت بودیم (4 شنبه) پنجشنبه شب هم خونه خواهر سومی دعوت بودیم. و جمعه شب که دیشب باشه منم همه رو دعوت کرده بودم. خیلی وقت بود هی میرفتیم مهمونی و من نتونسته بودم دعوت کنم.

غذا خورشت کرفس و لوبیا پلو و گراتن بادمجون پزیدم. برای دسر هم موزایک قهوه یا یه چیزی توی همین مایه ها و ژله وکاسترد درست کردم و سالاد هم سالاد انار و الویه درست کردم.

لوبیا پلوم در آخرین لحظات ته گرفت و اعصابم خیلی بهم ریخت. همش هم تقصیر مامان خانوم و خاله خانومم بود که پذیرایی رو ول کرده بودن و کف آشپزخونه کمیسون گذاشته بودن. منم که آشپزخونه ام کوچیکه و عصبی شدم و از غذام غافل. اما بقیه عالی شده بود و همه کلی تعریف کردن.

مهمونی گذشت و اعصابم راحت شد. جوجو هم که دیگه رفت سر کار جدیدش. نمیدونم اصلاَ گفتم که دیگه با باباش اینا کار نمیکنه یا نه. اما در هر حال که فعلاَ ولشون کرده به حال خودش. امیدوارم سر حرفش بمونه و بیخیالشون بشه.

خبر دیگه ای نیست به جز اینکه دلم گرفته. خواستم خبری از خودم داده باشم. برم سری به وبلاگ هاتون بزنم و ببینم احوالتون چطوریه.