سلام دوستای گلم

دیشب میخواستم بیام یه پست بذارم که یه مدتی نیستم و نمینویسم و اینا..

خوب حالم خوب نبود و روزهای زیادی بود حوصله سر زدن به وبلاگ رو نداشتم.

یه دوستی میگفت وقتی وبلاگ داری بهش احساس مسئولیت داری.

آدمهایی که میان میخونن و منتظر میشن بیایی.

البته خوب خدا رو شکر کسی نگران من نمیشه چون میدونه بادمجون بم و این حرفام.

با همه اینا چون حوصله ندارم بشینم شرح سفر رو بذارم یه چند تا عکس از پست قبل که نشده بود بذارم رو فعلاَ آپلو میکنم براتون تا کمی حالم جا بیاد و بیام بقیه اش رو بنویسم. لیمویی عزیزم من شرمنده تو میشم همش. منو ببخش به خاطر بدقولی که توی نوشتن این پست ها دارم.

این روزها حال دلم خوب نیست. منو به بزرگی خودتون ببخشید.

منار جنان که بار اول بود میدیدمش

یه بازار کوچولو در دل دالانهای میدان نقش جهان بود و این مغازه توی اون بازار بود. از چیزایی که توش بود خیلی خوشم اومد. انگار کمپلت مغازه رو از زیر خاک درآورده بودن.

سکه هاس قدیمی توی همون بازار

.

.

کوچه های سنتی یزد و هتل و آب انباری که در پیاده روی هامون کشف کردیم (البته به راهنمایی مردم مهربون یزد)

رستوران مظفر و یکی از خونه های کوچه هاش:

و اینم عکس سفره ما:

علت اینکه از سفره خونه مظفر عکس زیاد گذاشتم این بود که خودم خیلی خوشم اومد. محیطش بسیار زیبا و غذا هاش و قیمت هاش هم مناسب بود. اگر سری به سرد زدین حتماَ تشریف ببرین و ببینین.

عکسهای مشر الممالک هم باشه برای بعد.