Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
...
نویسنده : niloufar - ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢
 

سلام دوستان

خوبین؟ منم بد نیستم. خدا رو شکر نفسی میره و میاد.

مدتی که نبودم درگیر دکتر و آزمایش ها و اثاث کشی مامان اینا بودم.

و البته بنایی کوچیکی که قرار بود باعث رفاه من بشه اما نتیجه چیز دیگه ای شد.

دوشنبه اون هفته هم خواهر بزرگه و دخترش و مهسا و مامانم اومدن و لوازم حبه انگور رو چیدیم. کامل نه البته. کالسکه و صندلی ماشین و ساک حمل و روروئک و یکی دوتا چیز دیگه به زیر مبل ها و پشتشون و داخل کمد دیواری و یکی دوتا جای دیگه منتقل شدن.

مهمونی سیسمونی هم نداریم و نمیگیریم. چون با این وضعی که اتاق من داره هیچ چیز زیبا به نظر نمیرسه هیچ، لوازم همش انگار اضافست.

حالا وقتی کمی حوصله داشتم و کمی مرتبش کردم براتون عکس هم میذارم انشاله.

فردا  چهلم فرشاد هست و من نمیتونم برم. جوجو قراره صبح زود بره و شب برگرده.

با این وضعیت من نمیتونم این مسیر رو طی کنم و زنده بمونم.

نتیجه اینه که میمونم خونه.

فردا عید غدیر هم هست.

عیدی که برای من خیلی عزیزه.

تبریک میگم به همه دوستای عزیزم این عید بزرگ رو. انشاله که عیدی از خدای مهربونم سلامتی و نشاط و عشق  بگیرین.

 

اگرآتش به زیر پوست داری

نمیری گر علی را دوست داری