Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
حرفايی از اون مدل
نویسنده : niloufar - ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥
 

سلام

اگر ببينيد يکی داره توی روز روشن بهتون زور ميگه چيکار ميکنين؟

حالا تصور کنين اون يکی يه رئيس کچل شکم گنده باشه و شما هم شديداْ سرما خورده باشین به صورتی که نتونين حرفتونو بزنين و موقع حرف زدن نفستون بگيره.

وقتی ميبينی مثل يه زالو خيره و عصبی نگاه ميکنه و تا زمانی که زير اون چيزيو که اون ميخواد امضا نکنی قيافه منحوسش باز نميشه چيکار ميکنی؟

نميدونم. من امروز حماقت کردم و زير قرارداد پارسالم نوشتم کليه حق و حقوق مربوط به اين قرارداد دريافت شد.!!!!!!!!!

اما به خدا توی وضعيت مناسب روحی نبودم.

ديروز جنگ و دعوی...

امروزم اينطوری.. نميدونم چرا اين کارو کردم.

من نميدونم اين مرتيکه خودش خره يا ماهارو خر فرض کرده.؟

مگه هر سال به کارمند تحت پوشش بيمه تامين اجتماعی ۲ ماه حقوق بابت عيدی تعلق نميگيره؟

مرتيکه ميگه ۱ ماه بابت عيدی ۱ ماه بابت سنوات!!!

اما من ورق دوم رو که حسابدارمون بهم داده امضا نکردم. هنوز مثل حکم اعدام جلوی چشممه.

نميخوام امضاش کنم. نميدونم صبح چی شده بود. داغون بودم. انگار دست خودم نبود. وقتی امضا کردم مثل کسی که حکم اعدام عزيزترينشو امضا کرده رفتم و توی دستشويی گريه کردم.

اه اه دختره احمق بزدل. مسخرخ خل ديوونه

امضا نميکنم. وقتی هم خبر مرگشو از بيرون بياره و يا فردا پس فردا بهش ميگم قراردادو قبول ندارم. هر چی ميخواد بشه بشه. به درک