سلام عرض شد . حداقل نصفتون الان در خواب هفت پادشاهین.

من اما همین 20 ثانیه قبل از امر خطیر خوابوندن جوجه ای که هیچ رقمه به خواب رضایت نمیداد فارغ شدم. البته هر چند دقیقه یکبار چشماش رو باز میکنه و هراسون دور و بر رو نگاه میکنه. باید دستم رو بذارم روی صورتش و پیشونیش رو ببوسم و کمی لالایی بخونم تا دوباره چشماش رو ببنده.

اول از همه و پیشاپیش بابت غلط های تایپی عذر بخوام. اولین پستی هست که با گوشی اهدایی جوجو که به مناسبت عیده میذارم. دلیل این سختی هم همانا گریه هاز جوجه هست. این وسیله سبک تر از لب تابه و راحت تر میشه کنار گذاشتش.

خوب بریم سر گزارش روزهای گذشته .

پارسال این موقع ها با شراکت خواهرم یه خونه فنچ خریدیم. امسال با زحمات مامان و پیگیری های مستمرش  تونستیم محله خونه رو کمی ارتقا بدیم. خدا سایه مامان رو از سرمون کم نکنه.

فردا قراره برم برای فروش قبلی. یه وکالت نامه کامل به مامان دادم که دیگه دنبال هیچ کاری نرم و خودش همه کارها رو ردیف کنه.

در راستای خساراتی که بارداری و داروهام  به بدنم وارد کردن دندون نازنینم با فنا رفت. البته دکترم گفت یه جرم گیری انجام بدم بعد سعی میکنه دندون رو ترمیم کنه. من قبلا جرمگیری انجام دادم و خیلی دردناک بود.... برای همینم از اود هفته هی انداختمش به تعویق.

امروز اما جسارت به خرج  دادم و رفتم دکتر. اونبار کلی هم امپول زد و سر کرد دندونم رو اما باز پدرم دراومد. اینبار وقتی دکی بدون سر کردن مته رو داخل دهانم برد نزدیک بود سکته رو بزنم. اما خدا رو شکر خوب و قابل تحمل بود. دکتر هم هی باهام حرف میزد و ح اسم رو پرت میکرد. خلاصه که قورباغه رو قورت دادم.

فردا روز شلوغیه. هموقت دتدون پزشک دارم برای ترمیم دندونم. هم باید برم کارهای محضری خونه قبلی رو انجام بدم و هم عصرش وقت آتلیه دارم برای جاوید.

از همین الان خدا بیامرزم.

اون هفته هم یه روز با مامان و مهسا رفتیم عبدل آباد. نتیجه شد خرید کاور لوازم برقی و 2 عدد سینی ملامین دم دستی کوچیک و بزرگ و دو سری لباس برای جوجه و کمربند چرم برای جوجو خان و دو عدد تاپ و شلوارک برای خودم.

اونم خوب بود و راضی بودم باشد که خدا هم راضی باشد.

جمعه گذشته هم رفتیم ولیمه نوه خاله جوجو. حبه انگورم رو هم بروم کلی با استقبال قوم شوهر روبرو شد. 

دیگه چی؟ دیگه یکسری کادو و هدابا جوجمون دریافت کردن که سعی میکنم عکسش رو بذارم

خبر آخر هم اینکه گردن درد 2 سال قبل با شدت تمام برگشته. بیشتر وقتا نمیتونم جوجه رو بغل کنم. 

امسال هم سبزه ای سبز نکردم . انشاله سال خوبی در پیش داریم. هرچند که از  برکت وجود بعضی ها هیچ بوی عید و سال نو نمیاد.

دیگه  دارم کور میشم. به خدا مبسپارمتون.

شب خوش دوستان