Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
روزانه
نویسنده : niloufar - ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ مهر ۱۳٩۳
 
  • ماه مهر شروع شده و بیشتر نیمش هم گذشته و من یادم رفته تبریک بذارم برای اهل قلم و دفتر.
  • انشاله که سال خوبی رو پیش رو داشته باشین.
  • ما سخت مشغول گذران زندگی و طی کردن دوران عمر هستیم.
  • اون هفته بعد یکسال که از فوت پسر خاله مامانم گذشته بود بالاخره عروسی ها شروع شد و خاله دیگه مامانم برای پسرش عروسی گرفت.
  • این پسر خاله همسن من هست وهمبازی دوران کودکی. سالها بود ندیده بودمش. البته اگر از یه برخورو ده ثانیه ای در عروسی یکی از اقوام فاکتور بگیریم.
  • عروسی خالص لری بود.
  • بعد مدتها که توی این تالارهای مزخرف آهنگ کردی رو به اسم آهنگ لری به خوردمون داده بودن با شنیدن موسیقی اصیل بختیاری روحم تازه شد.
  • البته نه اینکه کردی بد باشه. اتفاقا شباهت خیلی زیادی به لری داره و من دوستش دارم اما لری و کردی فرق هایی هم دارن که خوب من ترجیح میدم لری رو بشنوم.
  • بابت این عروسی هم خونه مامانم اینا سه روز بکوب مهمون داشتن و مامانم طفلی از پا افتاد. البته ما هم بابت مهمون های عزیزی که اومده بودن همش اونجا بودیم و خیلی خوش گذشت.
  • این هفته هم تا الان به گرفتن سونوگرافی جاوید و آزمایش های خودم گذشته که هردو در هفته آینده باید به دکترهای مربوطه نشون داده بشن.
  • علاوه بر اونا هفته دیگه  عروسی دوست جوجو هم دعوتیم.
  • برای اولین باره که به عروسی دوستای جوجو میریم. برام جالبه و دوست دارم برم.
  • دیگه اینکه قرار بود این هفته مهمونی داشته باشم که به نفع خواهر بزرگه کنسل کردم رفت زمانی دیگه.
  • دیگه خبر خاصی نیست. سریال منتالیست رو هم با سرعت داریم میبینیم و لذتش رو میبریم.
  • خدایش حیفم میاد تا این سریال های قشنگ هستن وقتم رو پای سریال های مزخرف ماهواره تلف کنم.
  • احساس میکنم چیزیو خواستم بنویسم که یادم نمیاد. البته دیر وقته ومن دیشب هم تا صبح نخوابیدم و امشب هم معده درد عجیبی دارم و اگه حرفهای بی ربطی نوشتم من عفو کنید.
  • شب خوش