Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
عجب روزهایی
نویسنده : niloufar - ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳
 

یعنی شده عید غدیر بیاد و بره و من تبریک ننویسم. نیام ارادتم رو به آقای عزیزم ابراز کنم.

امسال اتفاق افتاد.

یعنی شده من بشنوم خواهر باردارم مشکل داره و سه روز بگذره و نتونم یه زنگ هم بهش بزنم!

این هفته اتفاق افتاد.

تا حالا پیش نیومده خاله من دستش شکسته باشه و من نتونسته باشم تلفنی یه خبر  ازش بگیرم و خداییش هم ربطی به دلگیر بودنم ازش نداره.

این هفته عجیب سرم شلوغ بود.

از دوستای وبلاگیم که مدتهاست ازشون خبر ندارم دیگه نمیگم.

الان که دارم این  تایپ میکنم مهمون هام توی خونه ام خوابن.

برادرهام و خانواده هاشونن.

امشب شام بودن و قراره فردا بریم پارک.

انشاله  هوا خوب باشه.

عید غدیر هم به همتون مبارک باشه.

هفته بعد انشاله فرصت میکنم و بهتون سر میزنن.

مواظب خودتون باشین.