Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
منم که منم
نویسنده : niloufar - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳
 

همیشه مصیبت از جایی شروع میشه که فکر میکنی تو با بقیه فرق داری و برای تو اتفاق نیافته. 

وقتی که بخاطر لطف دوستان در گروه های مختلف عضو شدم فکر نمیکردم از کار و زندگی بیافتم. چون من اهمیتی به این چیزا زیاد نمیدم و معمولا آخر شبها که خوابم نمیبره وایبرم رو میخونم.

اما از آنجایی که کارهای شرکت حسین اینا هم از طریق وایبر بهم اطلاع داده میشه مجبورم هی موبایلم رو چک کنم و وقتی به خودم میام که میبینم نیم ساعت یا یکساعته نشستم پای وایبر.

به لطف ممو جونم چند تا کتاب خوب بهمون معرفی شد. من عاشق کتاب خوندن.  یه مدت طولانی هم ازش دور بودم. نتیجه اش اینکه ساعت بیداری نصف شبم به جای 3 یا 4 به 6 با 7 صبح رسیده !!!! و برای من یعنی فاجعه.

یکی نیست بگه آدم حسابی کتاب مال اوقات فراغته نه مال زمان خواب.

از آخرین کتاب 100 صفحه مونده . به خودم قول دادم وقتی تموم شد کتاب دیگه ای شروع نکنم تا یه مدت شبها استراحت کنم.

ضمنا در پناه پروردگار یکتا خوب هستیم و انشاله که شما هم خوب باشین.

تشکر ویژه از دوستان با معرفت و مهربون که تنهام نذاشتن.

به خدای مهربون میسپارمتون.