Fire girl ، Fire boy

من تجلی اقتدار و قدرت خداوند بر روی زمینم

 
مرد کوچک من
نویسنده : niloufar - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ دی ۱۳٩٤
 

باورم نمیشه 2 ماه شد که به اینجا سر نزدم.

دوما که بدون هیچ اتفاق خاصی گذشت. البته اگر فاکتور بگیرم از فوت پسر جوان همسایه.

در یک تصادف آخر شب بعد چند روز کما و بعد به هوش آمدن و امید دادن به خانواده اش از دنیا رفت.

شاید باورتون نشه ، البته چرا باورتون میشه چون بیشتر شما هم مثل من در این به اصطلاح وطن زندگی میکنین . دوربین های ترافیکی اتوبان به خاطر بدهکاری شهرداری به اداره برق خاموش بودن و این بنده خداها هرگز نفهمیدن چی به سر پاره طنشون اومد.

اما علت حضورم در این نصف شب اول ، ثبت تولد دوسالگی جاویدم هست که الان 4 روز ازش گذشته.

مرد کوچک من 26 آذر 2 ساله شد.

23 ام هم تولد خودم بود که با تبریک بانکها و همراه اول و تعدادی از خواهرها و پدر و مادرم و همسرم همراه بود.

کار جالبی که اتفاق افتاد تولد من رو به خاطر اینکه برادر شوهر سفر بود برگزار نکردن تا اون از سفر بیاد!!!

انگار تولد اون بود نه تولد من. حالا نمیدونم از این مطلب خوشحال باشم یا نه.

در هر حال چیزی که امسال برام هیچ اهمیتی نداشت تولد خودم بود .

از ناله های جاوید امشب از خواب بیدار شدم و دارم پست میزارم.

هنوز هم داره ناله میکنه. تب نداره نمیدونم چشه.  خدا به خیر کنه ...