باز آمد بوی ماه مدرسه

ما درون نیمکتی جا میشدیم

ما پر از تصمیم کبری میشدیم

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش میشد باز کوچیک میشدیم

لا اقل یک روز کودک میشدیم

 

مهر به همه بچه مدرسه ای های قدیمی مبارک. بعد سالها دلم هوس مهر و مدرسه کرد. نمیدونم چرا اما چند سال اول مهر هیچ معنیی برام نداشت. شاید چون همه دور و بری ها از مدرسه مرخص شدن و کسی نبود این حس رو بهمون بده. اما امسال پسر خواهرم کلاس اولیه و کلی براش خوشحالم.

ضمناَ شعر رو هم نمیدونم از کیه. خواهرم صبح برام فرستاد و کلی لبخند به لبم آورد. منم خواستم با شما به اشتراک بزارم. ماچ

- امروز صبح پسر دائی جوجو که خانومش بارداره از من پرسید نی نی شما الان لگد میزنه؟ من هنوز جواب نداده بودم که جوجو گفت اووووووووه خیلی وقته .

دائی جوجو هم برگشت به پسرش نگاه کرد و با یه لحن دلخور گفت از الان لگد میزنه تا آخر عمرش!!

ما: خنده

بعداَ نوشت: شیمای عزیزم بازم که وبت رو بستی و رفتی؟ بازم نگفتی منم دلم میگیره و برات تنگ میشه؟

نسی جان وبلاگ تو هم که منهدم شده دوستم! من کجا برات پیغام بذارم پس؟

مموی عزیزم خوشحالم جایی رو که فقط احتمالی برات پیغام گذاشتم درست بود و به دستت رسید.

/ 4 نظر / 4 بازدید
ورامین نامه

سلام وقت بخیر وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به سایت ما هم سری بزنی هم تو وبلاگت لینکش کنی تا دیگران بیشتر با شهر ما آشنا بشن هم توش عضو بشی و از امکاناتش استفاده کنی فقط یه خواهش: موقع ثبت نام به جای کد معرف بنویس 446 تا من به عنوان معرفت شناخته بشم خودتم میتونی بعد از ثبت نام به دوستات معرفی کنی و بگی موقع ثبت نام کد معرفشون رو کد عضویت تو بزنن تا علاوه بر استفاده از سایت درامد زایی هم داشته باشی

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو بذار جوجه ات بزرگ شود وقت مدرسه اش برسد اون موقع بهت میگم مهر دل تنگی دارد یا نه !!!!!!! با این قیمت های کیف و کفش و مداد و دفتر [شیطان][گل]

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو بذار جوجه ات بزرگ شود وقت مدرسه اش برسد اون موقع بهت میگم مهر دل تنگی دارد یا نه !!!!!!! با این قیمت های کیف و کفش و مداد و دفتر [شیطان][گل]