روز سخت

دلبندم،

امروز روز خیلی سختی بود. همه اشکی هم که ریختم دلم رو آروم نکرد وقتی هر لحظه تصویر 2 تا پای کوچولوت رو که دکتر با باند به دو طرف تخت بسته بود از جلوی چشمم رد میشه. دکتر از خودش تعریف میکرد که میخواد کار تمیز انجام بشه و تو دست و پا میزدی..

امیدوارم روزهای که در پیش داری برات پر از خنده باشه.

امشب هم عموی مهربونت توی مهمونی کوچیکی که برای ختنه !! خونه مادر بزرگت بر پا بود کیک تولد 1 ماهگیت رو گرفت و منو کلی شاد کرد.

فردا تو 1 ماهه میشی عزیزم.

 

/ 15 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فلفل بانو

مبارکش باشه مرد کوچک ! عزیزم اگر دکتر خوب خواستی من سراغ دارم عاللللللللللللللللللللللیه تشخیصش ببین من احساس میکنم جاوید تو تمام نشانه های دخمل منو داره ها حواست باشه تا دیر نشده ببرش کیپی بینی - نتونستن سینه گرفتن - بیقراری - استفراغ اونم شدید همه اینا نشانه رفلاکس همراه کولیکه و دارو خاص باید بخوره وگرنه خدایی نکرده دیر میشه و تا سالها باید باهاش درگیر باشه ها دوستم از طرف من مماخ جاوید رو ببوسسسسسسسسسسسس

فلفل بانو

ببین برای فلفلک میدونی که دکتر زیاد بردمش جالبه اون کله گنده هاشم میگفتن زیاد میخوره بالامیاره! چیزی که بعدا سونوگرافی و دکتر بهرامی بیمارستان مهراد که میدونی شاگرد دکتر غریبه و یعنی تشخیصش عاللللللللیه رد کردن و اینو اول از همه همین دکتری که میگم خوبه بهم گفت! ولی منی که گیج شده بودم بازم برای تایید رفتم پیش بهرامی که اونم حرف اینو تایید کرد و گفت رفلاکسه ! و اگر شدیدتر میشد و پیگیری نمیکردی صدمات بدی به مری بچه میزد و خدایی نکرده باعث آسم میشه ! و جالبه خیلی از دکترها خیلی راحت میگفتن نه هیچیش نیست! طبیعیه نمیدونم میخوان جواب خدا رو چی بدن که انقدر راحت از سرشون باز میکنن خلاصه این داستانو گفتم که بگم به حرف یه دکتر اکتفا نکن نیلو جون این جاوید به چندتا دکتر دیگه هم نشون بده چون رفلاکس و کولیک یه پدیده جدید تو شهرهای بزرگ ایرانه! به خاطر غذاهای غیر ارکانیک و آلودگی هوا ایجاد میشه و متاسفانه اکثر فسقلی ها دارن تو رو خدا نیلو سرسری نگیر این سینه نگرفتن و استفراغ جاویدو بو س بوس این دفعه برای خودتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت که شدی یه مامان نیلوی جیگری [لبخند]

ثریا

سلام من تازه وبلاگتون رو دیدم و تمام جاوید نامه هاتون رو خوندم و اشک توی چشمام جمع شد. منم خیلی دلم نی نی خواست اما... خدابراتون حفظش کنه

فاطی خاکی

ای جانم الهییییییییی میتونم تصور کنم چه عذابی کشیدید هم تو و هم طفلکی جاویدی قربونش برم مننن ووووییی خیلی سخته اون لحظه......این لحظات در انتظار منم هستن.....خدا بهمون صبر بده..... یه ماهگیشم مبارکککککککک.....

فلفل بانو

آره منم منظورم دکتر مقدادی بود خودم آدرسشو به ممو داده بودم خیلی دکترخوبیه حتما ببرش نیلو جونم اگر کمک دیگه ای هم از دستم بر اومد حتما بهم بگو دوستم

امیــــر

سلام تازگی ها نصف شب کامنت میذاری یا من تازگی کشف کردم که نصف شب کامنت میذاری یا نی نی باعث بی خوابی و کامنت گذاری نصفه شبی شده ؟ مرسی از نصیحت های مادرانه !

newniloofar

من چقدر خنگ شدم تازه عکس رو دیدم. الهی قربون اون پسر جذابت برم. امیدوارم مثل اسمش جاویدان و سرفراز باشه.[ماچ]

لیندا

مبارکش باشه ختنه شده مرد کووچولو . نیلو خودت دیدی ختنه کردنش رو ؟ وای من اصلا دلش رو نداشتم حتی دکتر برد تو اتاق عمل اورژانس و من رفتم بیرون بیمارستان و از شدت اضطراب تند و تند راه میرفتم . بغد که اومدم دیدم فراز هم با چشمای اشکو و کلاه یه وری تو بغل یه پرستار اقا اومد بیرون[ناراحت]

رئیس بزرگ

[گل]معمولا باید بعد از 40 روزگی این اتفاق بیفته ولی خوب به هر حال مبارکه

صدفی

واقعا سخت بوده برات. من هم اصلا طاقت ندارم این صحنه ها رو ببینم. ایشالا دیگه هیچوقت نیاز نمیشه این کارا رو انجام بدید دوباره