مهمانی

تا حالا شده یه مهمونیه یک دفعه ای براتون پیش بیاد؟؟

یا اینکه فرصت نکنین آماده بشین؟

اگر خودی باشه سختیش یجوره و اگر غریبه باشه یجور دیگه.

من الان اینطوری ام. من به مهمونیی اومدم که اصلاَ آمادگیش رو ندارم.

من هنوز توی حس و حال مهمونی خدای مهربونم قرار ندارم.

دیروز یه اس ام اس اومده بود که خدایا توی این گرونی و وانفسا ما راضی نیستیم 1 ماه بیائیم خونت مهمونی باشه یه وقت دیگه مزاحم میشیم.

منم خندیدم و گفتم کاش ماه رمضون 2-3  ماه دیگه بود. خواهرم یه خنده بدجور کرد و گفت تو هم؟؟

گفتم نه از نظر سختی روزه. از نظر اینکه من قبل ماه رمضون باید از نظر روحی آماده باشم.

و نتیجه اش هم شد اینکه دیشب برای سحری هیچی نپزیدم و قرار شد بسان صبحانه با این وعده الهی رفتار کنیم و سحر هم کلاَ بیخیال شدیم وبیدار نشدیم.

البته من برای زدن مسواک و خوردن قرص تیروئیدم بیدار شدم اما سحری نخوردیم.

خوب ماه رمضون مبارک باشه به مهمون های عزیز این ماه.

صبح که می اومدم سر کار و داشتم توی ماشین طبق معمول دیونه بازی همیشه ام با خودم حرف میزدم به خودم دلداری دادم که شاید رخت و لباس و آرایشت مناسب مهمونیی که دعوت شدی نباشه اما میتونی در طی مهمونی یه مهمون خوب باشی و به صاحب خونه کمک کنی و مهمون بهتری به نظر بیایی.!!!

اینم مدل دلداری دادن لریه!!

این روزها منو از دعای خیرتون بی نصیب نذارین.

××××

از صبح میخواستم یه چیزی به جوجو بگم ، یام رفته و هر کاری هم میکنم یادم نمیاد. نگران

بعداَ نوشت: یادم اومد چی میخواستم . میخواستم بهش بگم برای کشوی میزم قفل بخرهنیشخند برادر زاده احمق مدیر ساعت 30/7 پنجشنبه شب بهم زنگ زده و میگه مهمون خارجیمون فردا صبح میرسه و دعوتنامه اش مهر نداره و در نتیجه قفل کشوی منو شکوند.

 

آرزویـے بکن ...
گوش ـهاے خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه..
ارزویـے بکن ...
شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوے تو باشد.

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هیسسسسسسسسسسسسس

سلام ما فردا شب برا افطار میایم خونتون (ستاد رعب و وحشت در ماه رمضان)

امیــــر

البته از نظر آماده نبودن. من هم اصلا آماده نیستم. از پنج شنبه که دوستان پیشاپیش و بعدش پس و پیش! فرارسیدن این ماه مبارک رو تبریک می گفتن خب یاد این افتادم که تو دعاها سال قبل می گفتیم خدایا این ماه رمضان رو آخرین ماه رمضان عمر ما قرار نده ....... خب ماه رمضان پارسال، آخرین ماه رمضان پدر من بود.... و این شعر رو گفتم: ماه رمضان آمد و در من شعفی نیست خونین جگرم امسال، بر من حرجی نیست بودم پدری عادل و فرزانه و مؤمن رفت از بر من ای وای، دیگر نفسی نیست

شیما

دلم این روزهای مهمونی بیشتر از همیشه گرفته.... حکمتش رو هم نمیدونم.... اگه یادت موند دعام کن

حورا

طاعاتت قبول.التماس دعا

فلفل خانم

نماز روزت قبول باشه عزیزم ما رو هم دعا کن[ماچ]

sara

alooooooooo

sara

akheyyyyyyyy balakhare toonestam too safhat benevisam,kalak nakone man ro block karde boodi???? ta windows ro avaz kardam oomadam too webet emtehan kardam didam ok shode! chetori niloooooooooooo,delam barat tangulide bood, barat email ham zadam,chera javab nadadi khahar?

نیلوفر

سلام عزیزم نماز و روزت قبول امروز به 3تا نیلوی دیگه هم که اصلا نمیشناختمشون کامنت دادم تو چهارمیشی راستی منم اصلا امادگی ندارم چون روز های زوج باید برم باشگاه ب بچه های کوچولو hip hap یاد بدم و اگه روزه باشم بیهوش میشم از طرفی هر کسی زنگ میزنه اولین چیزی ک میگه/ روزه ای؟

نبات

مهمون خداهستيم با دلي شكسته و سرشار از غم شادباشي عزيزم