فقط برای خودم

امروز 21 خرداده

نمیدونم هستی یا نه

با تو هستم کوچولو

نمیدونم میخوایی بیایی توی دلم یا اومدی

نمیدونم راحت میایی یا باید به زور قرص آمپول بیایی

یا شاید هم اصلاَ نیایی

کوچولو دلم برای داشتنت تنگ شده

دیگه دلش رو ندارم که وسایلیو که برات خریدم نگاه کنم

خسته شدم از بس از کارهای بامزه سامیار و رادین و نی نی هایه دیگه برام تعریف کردن

من میدونم تو بهترین و بامزه ترین و زیبا ترین فرزندی میشه که خدا خلق کرده.

من میدونم..

کوچولو خیلی دلم میخواد تجربه کنم روزهای با تو بودن رو..

حمل کردنت تو

به دنیا آوردنت رو

مراقبت کردنت رو

حتی شب نخوابی و خسته شدن رو..

اما دلم نمیخواد تو هیچ وقت آدم بدی بشی.

برای تو مینویسم که نمیدونم هستی یا نه.

کوچولویه من ، من دوستت دارم. میدونی چقدر دلم میخواد باشی تا برم برات یه عالمه وسیله بخرم. خونه ام رو تنگ تر از اینی که هست بکنم.

دلم میخواد تو بشی بهونه اینکه دیگه واقعاَ سر کار نیام.

دلم میخواد با داشتن تو وقت نکنم به بقیه کارهام برسم.

دلم میخواد چند سال بعد کنارت بشینم و توی درسهات که شاید اون موقع من چیزی ازشون نفهمم کمکت کنم. دلم میخواد بزرگ شدنت رو ببینم.

دلم میخواد بشی عزیز دل من و نور دل بابائیت.

کوچولوی من شاید اون روزی که منو مامان صدا کنی از ذوق بمیرم.

دلم برات تنگه فرشته من. بیا و دل منو روشن کن.

/ 0 نظر / 2 بازدید