همسرانه

این روزها همش با خودم فکر میکنم وظیفه یه زن و یه مرد که با هم ازدواج میکنن در قبال هم چیه؟؟

یعنی چه کاری باید انجام بدن تا همسر خوبی باشن و از نقش یه دکل توی زندگی طرفشون به نقش یه همسر برسن.

خوب راستش خودم خیلی به این مورد وارد نیستم.

من از روزی که یادم میاد زندگی مشترکم توی بحران مالی بوده!!

پس من از اول یاد گرفتم که چیزی نخوام.

من از روزی که یادم میاد همسرم به تمام فامیل هاش بیشتر از من اهمیت داده و انقدر این کار رو انجام داد تا خود اونا خسته شدن از فیلم بازی کردن و بیخیالش شدن و همسر فهمید که هیییییی بابا یه هل پوک هم براش ارزش قائل نیستن.

من از اول دیدم که مادر شوهرم مثل بچه گربه با بچه هاش رفتار میکنه و فکر کردم منم باید یکسره نوازشش کنم و لوسش کنم و مثل یه آدم علیل بهش رسیدگی کنم و آب به  حلقش بریزم و نون دهنش بذارم و لباسش رو به موقع آماده کنم وگرنه از گشنگی و تشنگی میمیره یا میدوه بالا خونه ننه اش و لباس هم که کلاَ تصورش رو نداره خودش بشوره یا اتو کنه.

من فکر کردم که باید نیاز روحی و جسمی همسرم رو رفع کنم. پس هر وقت ناراحت بود انقدر کنارش موندم و باهش حرف زدم تا آروم شد و هر وقت بهم احتیاج داشت کنارش بودم. من توی ناراحتی هاش هیچ وقت ولش نکردم برم پی کار خودم. بعد 2-3 روز که بحران روحی برطرف میشه بیام و نیشم رو باز کنم انگار نه خانی اومده و نه خانی رفته.

من نمیگم فرشته بودم. من نمیگم بهترین بودم.. اما سعی کردم باشم.. من در مورد همسرم سعی کردم هر کاری از دستم بر اومد انجام بدم..

شاید اینطور نباشه اما به نظر میاد که همسر من سالهای سال اقتصاد زندگی من رو معطل برنامه های 100 من یه غاز خانواده اش کرد.

همسر من سالها وقت صرف حمایت برادری کرد که حتی به بزرگتری قبولش نداره. همسر من سالها پدری رو حمایت کرد که شاید خیلی انسان خوب و شریفی باشه اما پهن هم بار پسرش نمیکنه.

همسر من توقع داره من در خونه بهترین باشم تا ایشون ساعت 30/9 بیاد خونه و تا ساعت 10 دست و صورت بشوره و تا 11 شام بخوره و بعدش بخوابه (در صورتی که من بیدار باشم) یا بعدش بیدار باشه در صورتی که من بخوابم یا با کامپیوتر بازی کنه در صورتی که من فیلم ببینم یا فیلم ببینه در صورتی که من پای کامپیوتر باشم در کل هر کاری بکنه که کنار من نباشه.

خوب حمایت مالی هم که در حد کمیته امداده. در هیچ برنامه اقتصادی هم من نباید روش حساب کنم اما ایشون تا دلش بخواد میتونه روی من حساب کنه.

همسر من میتونه در حالی که من دارم از درد فنا میشم و نمیتونم مغزم رو متمرکز کنم رو یه چیز خوب تا کمی التیام بگیرم و ازش خواهش کنم یه چیز خوب بگه (چون منه به فنا رفته حتی یه نکته مثبت پیدا نمیکردم) دستم رو بگیره و بگه ما میخواهیم با هم خیلی کارها انجام بدیم و این درحالیه که ما حتی یه کار 2 نفره نداشتیم و هرکی برای خودش حرکت میکنه و با وضعیتی که هست تا ابد و دهر هم نمیتونیم هیچ کاریو انجام بدیم.

همسر من میتونه وقتی من از شدت استیصال توی خودم مچاله شدم و اشک میریزم و به زمین و زمان بد بیراه میگم قهر کنه و منو تنها بذاره... نه یکبار و دوبار...

در تعجبم از این آدم که با این اخلاق چرا روزی که از دکتر اومدم که بهم گفت مریضم و من اشک میریختم منو وسط خیابون پیاده نکرد.

همسر من انقدر ها هم غول نیست هااااا اما نمیفهمه من دارم نابود میشم با بی توجهی ها و بی عقلی هاش. همسر من بعضی وقتا خیلی خوبه خیلیییییی اما اون وقتا هم خیلی کمن و هم باید حال خودش خوب باشه که معمولاَ نیست و ضمناَ اینکه هیچ توقعی هم ازش نباید باشه وگرنه مغزش اتصالی میکنه.

همسر من این روزها دادهاش رو از انجام کارهای احمقانه ای که چند سال ازشون برحذرش داشتم و اون انجامشون داد برای من میاره چون هیچ کسی نیست بهش بگه حق با توه و فقط من دیدم چقدر خاک بر سر شد توی این چند سال.

همسر من خیلی ریلکس فکر میکنه که هزینه های درمانی به عهده منه. چون ایشون نمیتونن حقوقشون رو از بابای محترمشون بگیرن.

من توی زندگی با همسرم هیچ تصوری از برنامه خانواده ، راز خانوادگی ، برنامه ریزی برای آینده ، تعداد فرزند ، نام فرزند ، نوع تربیت فرزند و هر کوفت  و زهرمار دیگه ای ندارم.

من توی زندگی با همسرم مثل گیاه خودرو عمل میکنم. اگر شرایط مساعد بود و کسی دیگه ای نیاز به رشد نداشت رشد میکنم وگرنه ول معطلم.

من فکر میکنم ما هر دو این روزها به کلیه حقوق همسریمون رسیدیم.

آخخخخخخخخ احساس میکنم جگرم رو زنده زنده از شکمم بیرون کشیدن..

خدائیش تا حالا این حس ناب رو تجربه کردین؟

راستی میدونین اگر همسر من اینها رو بخونه چیکار میکنه؟؟

به جان خودم اگر فکر کردین حتی برای کسری از ثانیه به این جفنگیات فکر هم بکنه. اول یه برو بابا میگه و بعدشم میره به حالت قهر میخوابه یا اگر بخواد متمدنانه تر رفتار کنه میره در سکوت تلوزیون میبینه و تمام این حرفها توهمات و بد بینی های منه کور تلقی میشه که نکات مثبت ایشون رو که البته همیشه Hiden هستن نمیبینم.

/ 0 نظر / 2 بازدید