تمام نا تمام من

دوست داشتم الان بنویسم همه چیز تموم شد. 

بنویسم جاوید عمل شد. عروسی رفتیم و تولد جاوید هم به خوبی برگزار شد و من الان دارم یه نفس راحت میکشم.

البته که سه تا بالا برگزار شد به خوبی و خوشی ، اما از روز عمل جاوید تب داره و من دیگه حتی نا ندارم بمیرم از خستگی.

البته بابت ناله اینا رو ننوشتم.

صرفا جهت ثبت وقایع و شرح حال بود.

خوش باشین.

/ 9 نظر / 21 بازدید
مموی عطربرنج

عزیزم...ایشالا همیشه سلامتی باشه.جاویدم رو ببوس! یکسالگیش هم کلی مبارک...[ماچ]

لیندا

الهی بمیرم برای بچه م به خدا گفتی کلی اشکم درومد ایشالا تبش هم قطع میشه اما کار خوبی کردی تا سنش کمه،عملش کردی بچه رو خلاص شد چیزی هم یادش نمیمونه هرچی بزرگتر باشه بیشترم اذیت میشه تولدش هم مبارگ باشه الهی که همیشه تنش سالم باشه

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو یکی دو هفته ای سرم خیلی شلوغ بود و نتونستم سر بزنم داستان عمل جاوید چیه ؟؟؟؟ هر چی گشتم توی پستهای قبلی متوجه نشدم چرا عملش کرده اید !!!! به هر حال خدا رو شکر که اوضاع بر وفق مراد پیش رفته [گل]

رئیس بزرگ

البته از کامنتهای قبل حدس زدم چیه !!!!!

امیــــر

سلام خدا سلامتی بده چی شده ؟ خودتون چطورید؟ الان جاوید خان چطورن ؟

فاطی خاکی

راستش من نمیدونم عمل جاوید عزیزم برای چی بوده ولی نگران نباش ایشالا به زودی خوب میشه