روزانه

سلام

دوستای گلم که نگرانم بودین نگران نباشین که همچنان هستم که اراجیف بنویسم و شما بخونین.

فکر کنم متصدی آزمایشگاه زیادی شلوغش کرده بود.

پلاکت خونم یکمی زیادی پائینه. توی آزمایش قبلی هم مشخص بود اما اینبار بعد خوردن یه دوره فولیک اسید دکترم گفت باید پیش یه دکتر خون برم تا علت مشخص بشه.

مسیر رو هم آخرش مجبور شدم زنگ زدم از جوجو پرسیدم که گفت برم دنبالش خودش باهام میاد.

همین دیگه. خواستم بگم همچنان هستیم در خدمتتون.

مامان تاتمه جونم من نگرانتم. لطفاَ منو دریاب.

/ 9 نظر / 4 بازدید
رئیس بزرگ

نیلو بانو سلام خدا رو شکر که چیز مهمی نبوده !!!! [گل]

الي

خوب خدا رو شكر كم خوني تو خانومها كه طبيعه

بانو

خدا رو شکر که چیز مهمی نبوده.. [قلب]

هستی

خدا رو شکر عزیزم خیلی خوشحال شدم [قلب]

ستایش

خداروشکر عزیزم.از خدا می خوام همیشه سالم و سلامت باشی.مواظب خودت باش خیلیی.دوستت دارم.[ماچ]

سمانه

بازم خدارو شکر خیلی نگرانت شده بودم

نیلوفر

خدا رو شکر دوست مهربونم. می خوام دفاع کنم ولی می بینم اینجا دوباره جوجو نشون می ده که دوست داره. البته خودت هم خیلی گذشت داریکاملا درکت می کنم. [ماچ]