وقتی جوجو بیمار بود

جوجویمان مریض شده بدفرم.

از پریشب که اخم هاش سر بحث با داداشش درهم بود دیگه از هم باز نشده.

دل درد و دل پیچه شدید گرفته همراه با احساس رو دل!!!

دیروز ظهر یه لیوان بزرگ عرق نعنا دادم بهش خورد. بعدش گفتم بذار برم برات نبات داغ درست کنم (همون که نبات رو کارامل میکنی و بعد یه لیوان چای پر رنگ بهش اضافه میکنی) میبینم میگه نهههههه ! اینو الان خوردم  اونو شب میخورم.

خنده ام گرفته بود. میگم مگه آمپوله که میترسی ؟ خلاصه خودش رو زد به خواب و شب هم که بیدار شد خوب نشده بود.

بعدشم که موقع افطار من بود و سرگرم شکم چرانی شدم و از همسر غافل.

ساعت 11 شب خدا قسمت کرد براش نبات داغ درست کنم.

انقدر ادا در آورد تا این یه لیوان رو خورد که حد نداره. البته مطمئنم گند زده ام به مزه اش وگرنه طفلی کلاَ آدم بد ادا و بد دوایی نیست.

امروز باز هم خوب نشده و وقتی بهش گفتم برو دکتر میگه میمونم عصر تو بیایی با هم بریم!!!!! خدائیش این دیگه از اون حرفها بود. توی 7 سالی که بنده همسر ایشان هستم فقط 1 بار تونستم مجبورش کنم بره دکتر. بقیه موارد رو مثل غار نشین ها خود درمانی میکنه.

الان سال دومه که بعد از اینکه حتی 1 روزه قضا نداشته (از 9 سالگی روزه گرفته بچه) نمیتونه روزه بگیره. حالش بد میشه و کبود میشه و ولو میشه.

شاهدین و ناظرین نظر دادن که غلظت خون دارن ایشون. اما من هنوز موفق نشدم ببرمش دکتر. امروز که ببرمش مجبورش میکنم بره آزمایش اونو هم بده.

حجامت هم نمیره !! میگه نمیترسم !! لابد چندشش میشه نیشخند

برادر بزرگم و اهل و عیالش اول ماه رمضون رفتن مشهد و آخر اینهفته به منزل پدریمان نزول اجلال میکنن. از عروسی حسین دیگه ندیده بودمشون . دلم خیلی براشون تنگ شده. 10 ماهه برادرم رو ندیدممممم هی روزگار.

همین. منم بد نیستم مرسی نیشخند این روزها بعد از افسردگیی که بابت خبرهای بد در مورد دوستان اینترنتی داشتم سخت مشغول کنکاش شرایط درونی بدنم هستم. ببینم چه اتفاقی داره برام می افته. کم کردن داروها ظاهراَ اثر خوبی داشته. باطناَ رو خدا به خیر کنه.

میگم 10 روز ماه رمضون گذشت. چقدر زود رفت نه؟؟ برای من روزهای اول که همش سردردهای خیلی بدی داشتم خیلی سخت بود. الان از غیبت رئیس استفاده کردم و هر روز میخوابم تا ساعت 9 و ساعت 30/10 می آم سر کار. در نتیجه خدا رو شکر سردردهام بهتر شده و میتونم بدود غر زدن به خدا روزه هام رو بگیرم.

مواظب خودتون باشین. التماس دعا دارم از همتون. حتی اونایی که روزه نمیگیرین و سحر و افطاری ندارین. این روزها روز رحمته و درهای رحمت خدا به روی همه بازه. منو فراموش نکنین از دعای خیرتون.

/ 8 نظر / 4 بازدید
ALONE

این پسرا موجودات جالبی ان. یه سوال. توواقعا به خاطذ دوستان ابنترنتیت افسردگی گرفتی؟[تعجب]

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو طاعات تون قبول چه زود گذشت 11 روز شد امیدوارم موفق شی جوجو رو ببری دکتر [گل]

ستایش

سلام نیلویی این علائمی که جوجو داره یه نوع ویروسه که چندروز پیش مامانم و خواهرم گرفتارش شدن خیلی مواظبش باش سعی کن مایعات بخوره سالاد و شیر و غذاهای چر ب اصلا نخوره اینها چیزهای که دکتر گفت

ستایش

خداروشکر که خوبی ان شااله حالت همیشه خوب باشه همینطور همه مریضها

لیمو

سلام دوستم....اگه جوجوت حالش بد میشه نذار روزه بگیره...بدن سالم بزرگترین نعمته که باید درست نگهش داریم...واسه دوستتم خیلی ناراحت شدم خدا بهش صبر بده

sadafi

راستش پست قبلی رو که خوندم و بعد تو وبلاگ نازنین هم که رفتم قلبم مچاله شد حالم خیلی بد شد واقعا زبونم بند اومده بود... خیلی درد ناکه خیلی ... تمیدوارم همسرت حالش خوب باشه و چیز مهمی نباشه ناراحتی اش...

فلفل خانم

ای بابا ایشالله که زود حالشون خوب بشه خب مجبورشون کن برن دکتر! از 9 سااالگی روزه گرفته باباااا آآفرین!