جوجه طلایی

اینم جوجه طلایی من

امروز که نه در واقع دیروز نهمین سالگرد ازدواج ما بود.

میخواستیم برای این روز کیک بگیریم و مهمونیی و ...

اما یادمون رفته بود و قت دندون پزشکی گند زد به همه اش. تازه حتی حال نداشتیم بریم یه کیک بخریم.

شام با مادر شوهرم اینا خونه مامانم مهمون بودیم.

پس فردا هم مامانم برای قلبش وقت آنژیو داره.

کلی برنامه ریخته بود من چیزی نفهمم که مثلا نگران نشم. آقاجونم همه چی رو لو داد.

مامان بزرگم هم این روزها باز بیمارستان بستری شده و حالش هیچ خوب نیست.

انشاله خدا همه مرض ها رو شفا بده.

/ 2 نظر / 801 بازدید
نیلوفر

تبریک می گم دوست خوبم. امیدوارم شاد و خوشبخت باشید. از خدا می خوام که مامانت مشکلی نداشته باشه و مادربزرگت سریع بهبود پیدا کنه. راستی عزیز دلم ماشالا به گل پسرت کلی مرد شده برای خودش[ماچ]

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو خدا حفظ کنه جاوید خان عزیز رو [گل] سالگرد ازدواج تون مبارک [گل] خدا همه مریض ها رو شفای عاجل عنایت فرماید [گل][گل]