روز مادر

امروز روزه مادره

تولد حضرت فاطمه زهرا (س) نور چشم محمد مصطفی (ع) و پشت و پناه علی مرتضی (ع) هست.

تبریک میگم به همتون (بانوان) و دست مادرم رو و تمام مادرها رو از همین جا میبوسم.

طلب مغفرت و آمرزش دارم برای مادرهایی که فرشته های خودشون رو تنها گذاشتن و به دامن خدا برگشتن .

از خدا میخوام تا هستم مادرم سایه اش بر سرم باشه و هیچ وقت شاهد غصه و ناراحتیش نباشم.

میخوام که بهم کمک کنه تا فرزند خوبی براش باشم .

برای مامان گل و ناز جدیدمون لیندا جون و تاتا جون هم سلامتی و عاقبت به خیری از خدا آرزو میکنم.

.

.

قراره یه چند وقتی ننویسم تا حالم بهتر بشه.

امروز معلوم شد حال بدم از چی بوده:

جوجو هنوز نمیدونه نیشخند چون خیلی مرتیکه بیشعوریه هنوز بهش نگفتم.

گفتم به قولم وفا کنم و زود بیام بهتون بگم.

داغه داغه برای 1 ساعت پیشه.

شاکر خدا هستم اما هیچ ذوقی ندارم تا بهم ثابت بشه مشکلی نیست.

حداقل مثل قبلی نباشه.

اینم هدیه من بود بغل و البته امروز روزی بود که نذر 40 زیارت عاشورایی که در بارداری قبلی داشتم و به علت های مختلف عقب افتاده بود ادا شد.

باشد که خدا قبول کند. ماچ

/ 23 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما

دیگه ناراحتی و قهر و اینا با جناب جوجو ممنوع لطفا.... خیلییییی مواظب خودت باش.... راحت ترین محیط و شرایط رو برای خودت فراهم کن....بی دغدغه باش.... حتی به این فکر نکن که چی میشه....اما حتما دکتر برو و حتما خوب غذا بخور.... همه چیز دست خداست و هیچ کس بهتر از اون نمیدونه که کی باید چی رو از خدا بخواد.... من که همزمان شدن این هدیه ی زیبا و روز مادر رو به فال نیک گرفتم و میدونم تو اینقدر دل مهربون و پاکی داری که هر چییییی خدا برات در نظر بگیره بهترینشو در نظر میگیره چون خیلی دوستت داره.... حالا دوستم حواست باشه هی هر روز من رو دعا کن که 3 هفته دیگه کنکور دارم بلکه به خاطر دعاهای تو یه معجزه ای شه قبول شم.... اصن تهران قبول شم بیام نی نی رو ببرم گردش[نیشخند] ببین من تا کجاها رفتم!!!![چشمک] خوب اگر ننویسی که نمیدونم چطوری میشه از حالت با خبر باشم اما مواظب خودت باش و اگر حالت مساعد بود و میتونستی یه خبری از خودت بده....روزت دوباره مبارک.... می بوسمت[ماچ] اون نخوچی رو هم از طرف من ببوس[ماچ]

مارال و آلنی

نیلوفر جون خیلی وقته که دارم میخونمت قبل اینکه خودم وبلاگ داشته باشم و آرشیوت رو هم کلا خوندم ولی تا حالا برات کتمنت نزاشتم. دیگه این پستت باعث شد بیام بهت بگم که بینهایت برات خوشحالم عزیزم و ایشالا که سالم و سلامت هر دوتون (نینی و خودت)[چشمک] این دوران رو بگذرونین.

رئیس بزرگ

سلام بر نیلو بانوی در شرف مادر شدن !!!!! خیلی خوشحال شدم امیدوارم ایندفعه به سلامتی ماجرا طی بشه و یه نی نی سالم خوکشل خدا بهت بده !!!![گل][گل]

رئیس بزرگ

سلام بر نیلو بانوی در شرف مادر شدن !!!!! خیلی خوشحال شدم امیدوارم ایندفعه به سلامتی ماجرا طی بشه و یه نی نی سالم خوکشل خدا بهت بده !!!![گل][گل]

الهه

مباركه نيلوفر جان من اين پستت رو خونده بودم نميدونم چرا متوجه نشدم ان شالله به سلامتي دنيا مياد

صدفی

وای نیلو این جواب تست بارداری بود؟؟؟ من که میدونی صفر کیلومترم از این چیزا حالیم نمیشه مادررررررررررررررر وای خیلی هیجان زده شدم.اوندفعه که اونطوری شد و ما هم دیر فهمیدیم ولی ایندفعه برات تمام آرزو های خوببو دارم. یه سوال نباید از بارداری قبلی حداقل 6ماه گذشته باشه؟؟ یعنی 6 ماه شده؟

زن متاهل

سلااااااااااااااااااااام نیلوفر جونمی خوشحال شدم دلم برات تنگولیده بووووووووود ببخشید یه چندوقت نبودم روزت مبارک با تاخیر خانومی واوووووووووووووووووو نی نی؟ مبااااااااااااارک باشه...به سلامتی...واو باورم نمیشه...خیلی خوشحال شدم[ماچ]

شیده (ماجراهای خانه ی ما)

سلام نیلوفر جون.... تبریک میگم بهت عزیزم... ایشالا که به سلامتی 9 ماه رو پشت سر بذاری و یه بچه ی سالم و ناز نصیبتون بشه[قلب][گل] خیلی خوشحال شدم[بغل]

پینه دوز

خییییییییلی خیللللللللی خوشحالم نیلو جونم دکتر هم می رفتی؟ برای من هم دعا کن مبارکت باشه

ویولا

وای نیلو فکر کن الان داشتم کامنت خودمو می خوندم! یجورایی خندم گرفت از اینکه اینقدر شوت بودم! اصلا تصورش رو هم نمیکردم که دوسال و دوماه بعد این من باشم که در همچین موقعیت مشابهی قرار میگیره، امیدوارم منم به موفقیت بتونم این مراحل رو بگذرونم.