شروع هفته 35

سلام  دوستان

خوبین؟ من بد نیستم.

اگه این حبه انگور کمی باهام کنار بیاد بهتر هم میشم.

4 شنبه رفتم دکتر و ایشون هم مقادیر زیادی منو دعوا کرد که چرا بچه 3 روز حرکتش کم بوده خودم سونوگرافی رو زودتر نرفتم.

گفتش که الان وقتشه که من هفته ای 2 بار سونوی بیوفیزیکال رو انجام بدم... و تذکر داد که بسیار خطرناک بوده.

دوستای مهربون و گلم که عاشق مهربونیاتونم.. همه کارهایی رو که گفته بودین انجام دادم... بعد همه اون کارها بچه تکون نمیخورد. یعنی راستیتش این جوجه اصلاَ خوردن لازم نداشت. مثل گربه به نوازش واکنش نشون میداد. همین که دستم رو میذاشتم روی شکمم (جایی که میدونستم سرش قراردادره) زیر دستم موج مکزیکی میرفت.

نمیدونم چی شده بود که انقدر دل گنده شده بودم. در هر حال خدا ما رو حفظ کرد.

 

فعلاً خوبیم و حبه انگور تکون هاش مناسب شده.

دکتر با نگرانی بهم گفت که خیلی مواظب باشم. هم وقتی گزارش سونوی کامل رو دید گفت حبه انگور نچرخیده و با پا هستش (اون موقع بود که فهمیدم ضربه هایی که میزنه دقیقاَ با پاهای مبارکشه )

منم خوب دقت میکنم این 2-3 روز و نی نی هم به تلافیش تکون هاش رو درد دار کرده.

یعنی بلایی به سرم میاره که اشکم توی چشمام جمع میشه. ولی خوب ناراضی نیستم. حداقل خیالم راحته که اگر من خوب نیستم اون خوبه.

دیروز هم فهمیدم که به میمنت و مبارکی بیمه تکمیلیم قابل استفاده نیست. چون طبق قانون دزد این مملکت 6ماه از بیمه نگذشته و 4 ماه شده.

امروز هم بعد 1ماه که از زمان نسخه قبلی گذشته و آمپول هام و قرص هایی که تا آخر عمرم باید مصرف کنم تموم شده... تامین اشتباهی (دقیقاً اسمش همینه) نسخه منو تایید نکرده. من نمیدونم حتی شعور حساب کردن تعداد روزها و تعداد آمپول مصرف شده رو هم ندارن؟ یا قرصی که الان من 2 ساله دارم روزی 2 تا مصرف میکنم و دکتر 100 تا تجویز کرده روی چه حسابی 10 تا میدن... من باید برم آمپول هام رو آزاد بخرم؟

تا الان دلم خوش بود اگه از سونوی 32تومنی 4 تومنش رو میده و از آزمایش 400 هزارتومنی 90 تومنش رو.. حداقل توی داروهام کمی کمک میکنه... اعصابم خیلی خورده.

مامانم و جوجو هی میگن حرص نخور آزاد میخریم.. ولی من نمیدونم تا کجا و تا کی... دلمون خوش بود خبر مرگشون مذاکره کردن و دارو وارداتش آزاد شده. فکر کردم آمپولم که توی این 8 ماه 40 درصد گرون شده بود و قرصم که 50 درصد گرون شد بود قیمتش پائین میاد .. نمیدونستم کلاً قطعش میکنن.

خوب ببخشید زیادی غر زدم. ولی خوب شوک بیمه ای زیاد داشتم این 2 روز.

فکر کنم 2 هفته دیگه مونده باشه. دعا کنین به خیر بگذره. وحشتناک ترین کابوس عمر من بوجود اومدن شرایط اضطراریه که یکباره پیش بیاد.

دلم میخواد عین بچه آدم صبح لوازمم رو بردارم برم بیمارستان و فرداش برگردم خونه. خوشم نمیاد نصف شب یا وسط روز با شرایط اضطراری جسمی روبه رو بشم.. راستش کشش رو ندارم.

محتاج دعاتونم. منم این روزهای بیکاری و بی عاری کاری ندارم به جز دعا کردن برای این و اون. امید دارم به اینکه حرفهای دیگران درست باشه و دعام گیرا باشه.

خوشبختی و عاقبت به خیری همتون.. همه همتون آرزوی قلبیه منه. اون روزی که بیام وبهاتون و ببینم اوضاع همه خوبه و خشحالن منم شاد میشم و احساس میکنم دنیا جای بهتریه برای زندگی کردن.

برای آدم شدن یکی هم دعا میکنم.. ولی نمیدونم چرا هر چی دعا میکنم بدتر خر میشه. شما هم برای آدم شدنش دعا کنین شاید دعای شما گیرا تر بود چشمک

/ 13 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيندخت

ايشالا بسلامتي اين مدت هم طي ميشه... بايد نسبت به حرکات بچه با خودش مقايسش کرد... اينکه قبلا چطور بوده و حالا چطوره... باز خدا رو شکر... منم دوست دارم سروقت بلند بشم برم بيمارستان و همه چي خيلي عادي انجام بشه... از اضطرار بيزارم... ايشالا که پيش نمياد...

ماریا

خوب خداشکرکه همه چی خوبه ایشالاکه یه روز صبح شنگول شادپامیشی میری دکتر 2نفری فرداش 3نفری میاین خونه چقدهیجان داره 3نفری شدن[شوخی]

الی

عزیزدلم مطمئنم که یه زایمان عااالی رو در پیش داری.. بیمه ها رو که بیخیال همه قوانینشون به نفع خودشونه..مملکته داریم؟ این روزای آخر خیلی مراقب خودت و حبه انگورت باش به امید خدا که همه چی خوبه[ماچ]

بانو

اى جانم ديگه داره نزديک ميشه که تو بغلت بگيرىش... از اين بيمه نگو که خدا ازشون نگذره.. ما که چند ماهى ميشه ديگه بيمه رد نميکنيم

ورونیکا

نیلو جونم ایشالا که به سلامتی زامان میکنی و همه این نگرانیا و خستگیات تموم میشه....بی صبرانه منتظر اون روزم که بیای و بگی گل پسرم به دنیا اومد...

مموی عطربرنج

نگران نباش...ایشالا که سر موقع و با خبر می یاد! بی خبر نمی یاد... اگرم بی خبر اومد مقابل عمل انجام شده قرار می گیری و زودتر می گذره! فقط شب اولش خیلی سخته که اونم زودی می گذره نیلویی...

فاطى خاکى

بیمه توو کشور ما هیچ معنایی ندا ه..خیلی هم کلاه بردارن......منم بیمه تکمیلیم تموم شده و دیگه نرفتم تمدید کنم...به هیچ دردی نمیخوره.... این دو هفته رو خیلی م اظبت کن....اگه میتونی آناناس و روغن ماهی بخور....برا وزن نی نی خوبه..... خیلی حواست به تکوناش باشه.....چون خیلی خطرناکه..... خوش به حالت دو هفته دیگه راحت میشی.....منو بگووووو حالا حالاها کار دارم..... امیدوارم همه ما مامانایی که نی نی توو دلی داریم...با سلامتی و شادی ......بدون هیچ اتفاق بدی..و به موقع نی نی هامونو به دنیا بیاریم....آمین....

صدفی

عزیزم چیزی نمونده امیدوارم سر وقتش و با صبر ئ حوصله و طیق روالی که صلاحته بیاد بلغت نی نی گوگولی :)

فلفل بانو

وای از بیمه نگو که دلم اندازه اقیانوس آرام از دستشون پره بیشعورا کثافتت هر ماه کلی بیمه میگیرن ازمون اون وقت خب یه ماه استعلاجی که میگیری باید خبرشون پولشو بدن با بیتربیتی تمام با آدم برخورد میکنن و تایید نمیکنن خب خره اگه حالم خوب بود میرفتم سرکار و بیمنت حقوقمو میگرفتم هیچم نمیومدم منت شما تامین اجتماعی ها رو بکشم اوفففففففف ولی چه میشه کرد نیلو جون نمیفهمن یه تومن از منم خورد این بیمه بیشعور تازه کلی هم بارم کرد دکترشون که چرا موندی خونه ماه آخر! اونم بارداری پر خطر من خیلی بی انصافن خدا ایشالله جوابشونو بده همشم میگن بزایین ! بابا شیرخشک نیست الان دختر من فقط شبا یه شیشه میخوره که کلا هفته ای یه قوطی احتیاج دارم باور کن کلی پول پوشک و شیرخشکش میشه بدبخت اونایی که فقط شیرخشک میدن و اونم شیرخشک های خاص که الان بالای 50 شده هفته ای سه تا بچه باید بخوره آخه از کجا بیاره!

فلفل بانو

راستی تو رو خدا برای منم دعا کن هم برای یه مصاحبه ای که هفته اینده برای کارم دارم و خیلی مهمه هم برای اینکه کار همسری خوب بشه بمونم بالا سر دخمل تو خونه ممنون