شانزده ماه

شانزده ماه از اینکه وجود نازنینت ملکه قلب من شده میگذره دلبندم.

و من هر شب بعد از اینکه خوابیدی بینیم رو در گودی گردنت فرو میبرم و نفس عمیق میکشم.

الحق که بوی بهشت میدی.

دو روزه مامان گفتن رو نصفه و نیمه شروع کردی... البته فقط وقتی کاری داری یا ناراحتی.

دیروز وقتی داشتم ظرف میشستم از پشت سرم گفتی ماااا برگشتم نگات کردم دیدم دستت رو میگیری به یخچال و مثل مامان جونت میلنگی و با ناله راه میری... ناقلا داشتی ادای اون بنده خدا رو در میاوردی.

امروز رفتیم ملاقات بابای شوهر خاله ات.. تورو سپرده بودم دست مامان جون. اون بنده خدا هم چند روزه حالش خوب نیست... غروب که اومدم سراغت دیدم صورت رخم و خونیه.

فقط خدا میدونه از دیدن صورتت چه حالی شدم. ولی میدونستم تو شیطونی و اون بنده خدا هم نمیتونه پا به پای تو بیاد. معلوم شد موقع آب بازی توی حیاط صورتت روی زمین کشیده شده و خش برداشته. چیز مهمی نبود ولی دل من بد جوری به درد اومد اما اصلا به روی خودم نیاوردم که مامان جون بیشتر از اینی که ناراحت بود غصه نخوره. و همش بهش دلداری دادم که بچه زمین میخوره و مشکلی نیست.

دلم میخواد طناب روزها رو بکشم و نذارم این روزهای قشنگ بچگی های تو انقدر زود از کنار من بگذرن.

روزهایی که با خیال راحت دست ها و پاهای کوچیکت رو میبوسم و تو صورتم رو بین دست هات میگیری و تفی میکنی مثلا بوس کردی.

این روزهایی که دنده عقب میایی و میشینی توی بغلم و بعد یواش سرت رو زیر بازوم قایم میکنی و لم میدی روی من و تلوزیون نگاه میکنی و بعضی وقتا هم همونطوری خوابت میبره.

این روزهایی که تحمل 1 ساعت دوری منو نداری همش توی ذهنم میاد که بابای عقل کلت چطوری فک میکرد تو بدون من طاقت میاری؟

بگذریم دردونه... آروم تر بزرگ شو عزیزه دلم. من دلم پر غصه میشه وقتی میبینم این روزهای قشنگ بی حجاب بین من و تو دارن میگذرن و میرن.

 

/ 4 نظر / 11 بازدید
نیلوفر

دوست گلم نهایت استفاده رو بکن و لذت ببر. این فکرا گاهی ذهن منم مغشوش می کنه[قلب]

رئیس بزرگ

روزهای قشنگ تان مستدام باد شنبه تان پرتقالی جاوید خان جاوید باد همین دیگه [گل][گل]

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو عکس ها رو دیدم خدا حفظش کنه ولی نتوستم اونجا کامنت بذارم ماشاا... چقدر بزرگ شده [گل][گل][گل]

نامه هایی به زاده ی من

چه خوبه این عواطف.. الحق که ماذرشذن عین عاشق شدن آدمو شاعر می کنه و قلم آدم روان میشه.. مرسی که دعام کردی [بغل]